کنکوری ها وروزهای پایانی
امتحان و استرس از هم جدا نیستند. بعضی از آدمهای معروف در این مورد حرفهای جالبی زدهاند:
استرس چیزی نیست که برایمان اتفاق بیفتد. بلکه پاسخ ما به اتفاقی است که افتاده. و پاسخ ما چیزی است که خودمان انتخاب میکنیم. (مورین کیلوران )

آيا در روزهايي كه كنكور ميدهيم بايد كلاً خودمان را به كوچه علي چپ بزنيم. اصلاً به كنكور فكر نكنيم و ذهنمان را حول محور وجود يا عدم وجوديتي در كوههاي آلپ و تبت و هيماليا ببريم؟
آيا در روزهايي كه كنكور ميدهيم بايد آن قدر به كنكور فكر كنيم كه همه اعضاي خانواده، مردم، اشياء و حتي خودمان در آينده را هم شكل مستطيل يا روزنامه ببينيم؟
آيا كنكور غول است؟
آيا كنكور يك موجود گوگولي حساس و ظريف و صورتي رنگ با خالهاي بنفش است؟
آيا كنكور سد است؟ (و اگر سد به اين بزرگي در كشور داريم چرا بايد باز كمبود آب و برق داشته باشيم؟)
آيا كنكور سد نيست؟ (و اگر سد نيست پس چرا بعضي وقتها عبور از آن به راحتي پريدن از روي جوي خيابان نيست؟)
آيا در برخورد با كنكور بايد مثل برخورد شرلوك هلمز با پروفسور موريارتي خونسرد بود؟
آيا در برخورد با كنكور بايد مثل صاحبان برخورد كننده دو اتومبيل در اتوبان٬ قاطي كرد، جوش آمده و به سيم آخر زد؟
راستش ما كه معتقديم انتخاب هر يك از اين گزينهها با خودتان است ولي تجربه به بروبچههاي كنكور ديده و كنكورداده آبدارخانه نشان ميدهد اين كنكور است كه بايد از داوطلب بترسد، مگر اين كه حالا كنكورش چه قدر قَدرو تستهايش چه قدر مشكل باشد!
منبع :گل آقا

قطره،اولين تجربه ي درياست !