مجــله ی اینــــترنتی رؤیای ســـــــبز
برنامه ریزی درسی -روش های مطالعه -اخبار دانشگاه-مسائل اجتماعی مربوط به دانشگاه ومدرسه تاسیس86 
قالب وبلاگ

برسر سفره ی احساس ،اگر جایی بود 

سخن ساده ی تبریک مرا، جابدهید 

سین هشتم ،سخن ساده ی تبریک من است  

جا سرسفره اگرنیست ،به دل ها بدهید

[ پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
من انسانی قوی هستم ، 

                      اما گهگاهی دلم می خواهد کسی دستم رابگیرد 

                                                               وبگوید همه چیز درست خواهدشد!

[ چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

"دوران دانشجوئی " از جنبه های مختلف ،با دیگر ایام زندگی برای کسانی که آن را تجربه کرده و یا درحال تجربه کردن ،هستند متفاوت ،و دارای ویژگی های جالب توجه و لحظات ماندگاریست .

جدای از قرار گرفتن در یک مقطع سنی خاص ،و نقش دانشجو از نقطه نظر های مختلف ،از جمله : جایگاه سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی و... و سنبل علم ودانش و اخلاق و یا چالش های روحی و روانی و بحران های این دوره از زندگی که نه در حوصله ی این نوشته است و نه در تخصص نگارنده !!از بارزترین ویژگی های این دوران ،دور بودن از دغددغه های زندگی به ویژه مسائل مادی و اقتصادی است .برای یک دانشجو ،اگرچه یکی از اهداف تحصیل در رشته ی مورد نظر خود،مسئله ی اشتغال و به تبع آن دیدگاه اقتصادی است ،اما به ندرت افکار مادی و ثروت اندوزی ،به ذهن وی خطور می کند .

برای او خوابگاه ،با همه ی مشکلات و کاستی ها ،غذای دانشجوئی و سلف سرویس ،استاد و محیط دانشگاه ،هم کلاسی و هم خوابگاهی و هم شهری و... در حکم گذران و این دوره از زندگیست و افکار وی ،غالباً حول این محور ،می چرخد .اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان ،رویاهای با افکار مثبت وآرمان گرا را در سر می پرورانند و برای خود وانسان جایگاه والائی ،قائلند .محیط آموزشی ،شرایطی برای دانشجو مهیا می کند که تقربیاً آنان را دور از هیاهوی زندگی ،که معمولاً آبستن حوادث و بی مهری های اجتماعیست ،نگه می دارد .

دور هم نشستن های شبانه ی دانشجویی در خوابگاه و هم فکری و هم سطحی آنان وتعامل فرهنگی بین افراد با فرهنگ ها و عادات مختلف ،بعداز فراگیری علم ودانش ،از ماندگارترین تاثیرات این دوره از زندگی است .

با این اوصاف ،این دوره از جریان زندگی ،خالی از بحران و مشکلات روحی نیست وهنجارهای روحی و عاطفی ،غالباًدیگر فعالیت های آموزشی و اجتماعی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

این دوران ،با همه ی زیبائی ها و کاستی ها ،بسیار سریع تر از آن چه که تصور می کنیم ،سپری می شوند و به زودی فصل جدیدی از زندگی آغاز خواهد شد ،که از بسیاری جهات، با خصوصیات این دوره ی سپری شده متفاوت است . در آن ایام هر آن چه تصور می کردیم در قالب "رویا" و آرزو بود .اما بعداز عبور از این مرحله ،واقعیت های زندگی ،که همان رویاهای گذشته ی ما بودند،پدیدار می شوند!اگر اقبال، باما یار باشد شغلی خواهیم داشت و بالاخره در بدنه ی جامعه ،جایی می گیریم.

اگر واقع بينانه به عمق زندگي نگاه کنيم، هر مرحله اي از زندگي، معني و زيبايي هاي خاصي دارد که در جريان عبور از يک مرحله و پيش بيني پيامدهاي مراحل بعدي، مي توان گذر از مرحله قبل و گام نهادن در مرحله بعد را آسان تر کرد. در سير عبور از مراحل زندگي، انسان به جايي مي رسد که نيازهايي در درون خود احساس مي کند و با تحرک و نشاط نيروي خود را جهت برآوردن آنها به کار مي گيرد. در اولويت بندي اين خواست ها، نيازهاي ابتدايي در سطح پايين و سپس نيازهاي عالي تر، با رشد و تحول انسان، در سطوح بالاتر قرار مي گيرند.

واما چند سوال؟

1-     چه دانشجوئی بیشترین بهره را از دوران دانشجوئی می برد ؟

2-     آیاحس آرمان گرائی و مثبت اندیشی دوران دانشجوئی، بعد از فراغت از تحصیل ،همچنان ،باقی خواهد ماند؟

3-     آموزه های تخصصی وتجربیات دوره ی دانشجوئی ،بعداز فراغت از تحصیل،چه قدر وچگونه  نقش ایفا می کنند؟

4-     دیدگاه یک دانشجو قبل از وارد شدن به یک رشته وبعد از فراغت از تحصیل در همان رشته چیست؟

5-     و...............!!!

[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
«برنده» هر امتيازي را که بتواند بدهد، مي دهد، جز اينکه اصول بنيادي خود را فدا کند. ولي «بازنده» به خاطر هراس از دادن امتياز به لجاجت خود ادامه مي دهد و اين در حاليست که اصول بنيادي اش رفته رفته از بين مي رود.  

«برنده» ضعف هاي خود را به خدمت توانايي هايش مي گيرد. اما«بازنده» توانايي هاي خود را هدر مي دهد، زيراکه آن ها را در خدمت ضعف هاي خود بکار مي گيرد.  

«برنده» در برابر افراد سودمند و ناتوان، يکسان عمل مي کند ولي «بازنده» به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعيفان را تحقير مي کند.  

«برنده» مي خواهد مورد احترام ديگران باشد، اما ذهنش را درگير آن نمي کند. «بازنده» براي رسيدن به اين هدف، دست به هر کاري مي زند، اما سرانجام، با شکست روبرو مي شود و به هدفش نمي رسد.  

«برنده» حتي زمانيکه ديگران وي را به عنوان يک خبره مي شناسند، مي داند که هنوز خيلي چيزها را نمي داند. «بازنده» مي خواهد که ديگران او را يک خبره بدانند، و اين نکته که: «بسيار کم مي داند» را، هنوز نياموخته است .  

«برنده» گشاده روست، زيراکه مي تواند بي آنکه خود را تحقير کند، بر خطاهاي خويش بخندد و «بازنده» چون حتي در خلوت خويش، خود را پست و حقير مي شمارد، در حضور ديگران نيز قادر به خنديدن بر خطاهاي خود نيست.  

«برنده» نسبت به ضعف هاي ديگران، غمخواري مي کند، زيرا ضعف هاي خود را درک کرده و آنها را پذيرفته است. «بازنده» ديگران را به دليل ضعف هايشان خوار و خفيف مي شمارد، زيرا وجود ضعف در درون خود را، انکار کرده و پنهان مي کند.  

«برنده» هر کاري که از دستش برآيد انجام مي دهد و اگر سرانجام شکست خورد به معجزه اميد مي بندد. «بازنده» بدون آنکه کوچکترين تلاشي کند، به انتظار معجزه مي نشيند. 

 «برنده» تا دم مرگ بيشتر از آنچه که از ديگران مي گيرد، مي دهد. «بازنده» تا پاي جان از اين توهم دست برنمي دارد که، «پيروزي» يعني بيش از آنچه که مي دهي، بستاني. 

 «برنده» هنگاميکه مي بيند راهي را که در پيش گرفته، با مسير زندگاني او سازگار نيست، هراس از ترک کردن آن ندارد، اما «بازنده» نيمه راهي را در پيش گرفته و آن را ادامه مي دهد و اهميتي نمي دهد که به کجا منتهي مي شود.

[ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
چند روزی از مرگ دختری نازنین ،بزرگوار واندیشمند ،دانشجوی رشته ی پزشکی خانم شیما فتاحیان می گذرد .مصیبت وارده ،درگذشت نابهنگام ایشان را صمیمانه تسلیت عرض می نمایم و از خداوند متعال برای آن عزیز از دست رفته علو درجات و برای بازماندگان ارجمند صبر و اجر مسئلت دارم. چهره ی این معصوم که افتخارمعلمی اش را  داشته ام هرگز از ذهنم بیرون نخواهد رفت ....

ازوبلاگ ایشان پروفایل زیر را کپی کردم : 

نام:شیما فتاحیان
تاریخ تولد:22 اردیبهشت 1372
جنسیت:زن - مجرد
محل سکونت:سقز/سنندج
درباره من:من همانیم که خودم می دانم...
اگر بشود گفت انسانم!همچون دیگر آدمیان گاه به شدت اندوهگینم و گاه بی جهت خوشحال.سعی می کنم به دیگران دروغ نگویم اما گاه مجبورم به خود دروغ بگویم.راحت دیگران را می بخشم اما سخت خودم را.می گویند زیادی کم حرف و ساکتم اما به گمانم زبانم را نمی فهمند!سقف اعتمادم تعمیری است و مدام چکه می کند.به هیچ کس و هیچ چیز و هیچ جا دل نمی بندم.در ذهن من نقشی از وطن نیست،من اهل زمینم؛خواه اندکی این طرف تر خواه قدری دورتر.از گذشته بیزار و به آینده امیدوار و از اکنون راضی ام!
سطح تحصیلات:دانشجو
رشته تحصیلی:پزشکی
علایق:خوردن،کتاب خوندن(البته از نوع غیردرسیش)،دختر بچه های زیر 3سال،آبگوشت به خصوص با دوغ و شاهی!سبزی پلو با ماهی،مسافرت
کتابهای مورد علاقه:سینوهه،شب نیلوفری،کتابای صادق هدایت و پائولو کوئیلو
فیلمها و سریالها:هر شب تنهایی_فیلمای بهمن قبادی-روزگار قریب-جراحت-Grey's anatomy_Dr.house
موسیقی مورد علاقه:همه نوع سبکی رو دوست دارم و گوش میدم اما بیشتر کلاسیک.
ورزشهای مورد علاقه:شنا،کوهنوردی،پیاده روی،آمادگی جسمانی

[ دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

شما هر طوری که کار و فعالیت و اندیشه کنید همیشه یک عده راضی و یک عده ناراضی‌اند. هر طور که بنویسید همیشه یک عده موافق و یک عده مخالف‌تان‌اند. هر طور که زندگی کنید همیشه کسانی هستند که تأیید می‌کنند و همیشه کسانی هستند که بر شما و راههای رفته‌تان خرده می‌گیرند! تنوع سلیقه‌ها و معیارها و ارزیابی‌ها! این یک واقعیت است. بد هم نیست.چقدرخوب است که آدم ها بیشتر از عقیده ی دیگران به عقیده ی خود احترام می گذاشتند ....

[ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

سلام کنکوری عزیز ،به مبارکی انشاالله ثبت نام کنکور 94 هم انجام شد .دیگر جای هیچ بهانه ای باقی نمی ماند .همین حالا هم اگر شروع کنی ،مطمئن باش موفق خواهید شد.نگذار هرگز امیددرقلبت بمیرد .

[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

این مطلب زیبا رویکی ازکاربران محترم به نام saghar ارسال نمودند . 

 

این روزها کم کم داره صدای زمزمه هایی میاد / شش ماه تموم شد … خدایا چی کار کنم / عقب افتادم . هنوز خوب شروع نکردم …آیا میتونم دو رقمی ، سه رقمی ، تک رقمی بشم ؟ تو رو خدا یکی به من جواب بده ؛ چه طوری میتونم عقب موندگی خودم رو جبران کنم ؟

ازت میخوام یکم به عقب تر فکر کنی / اگه فارغ التحصیل هستی ، یادت میاد از چند ماه مونده به کنکور پیش خودت گفتی که میذارم برای سال دیگه به قول معروف مشتی و درست و حسابی می خونم . پس کو ….؟ شا چطور / یادت میاد برای خودت رفتی چندتا کتاب تست خریدی و دنبال بهترین کلاس و مدرسه و استاد بودی… به غیر از صفحه اول بقیه اش رو خوندی ؟ الان فیکس با کلاس داری پیش میری و جا نموندی و کارت به کپی کردن جزوه از تخته نکشیده ؟ دفتر برنامه ریزیت کجاست ؟ اون اول تیری که قول دادی بخونی چی شد ؟ بذار یکم بیشتر برم به گذشته

 

 شما دوست عزیز یه سری به کتابخونه ات بزن … همون کتابهایی که برای کنکور دوسال پیش خریدی رو بیار بیرون … خودت و خدات … آکبند هست یا نه ؟ میگن انقدر بد بین نباش . چشم … میام این طرف بازار / شمایی که دست و پا شکسته خوندی و دو تا آزمون هم دادی … تو هم خودت و خدات … سر جلسه آزمون روز جمعه نگفتی برای آزمون بعدی میترکونم و فول میخونم … این آزمون هیچی ؟ گفتی یا نه ؟ ؟ چند روز اراده کردی که اون صبح دل انگیز از راه برسه و تو خودکار مثل ربات بری سراغ خوندنی که همیشه خیالش رو می کردی … چند تا شنبه گذشته … چندبار با خیال فردا شب سر رو بالش گذاشتی ولی فردا همه کار کردی به غیر از اونی که دیشب تو فکرش بودی …به نظرت از اول تابستون تا حالا تکراری نگذشت ؟

 

اگه جز اون زرنگ ها هم بودی خودت میدونی که هنوز بعضی از درس ها میترسی و درست و حساب به سراغشون نرفتی / نگاه کن … تو درسی که بهش علاقه کمتری داری چقدر پیشرفت کردی ؟ چند بار موقع خوندن به فکر سال دیگه و رتبه و نمره و رشته و دانشگاه و بقیه بچه ها و …. بودی و درس و کنار گذاشتی و رفتی تو خیال . چند بار شد که به همه برنامه هایی که اول صبح رو ریختی برسی و تغییرش ندی و از کمیت و کیفتش نزنی . یادت میاد چقدر کند کار میکردی و اتلاف وقت داشتی ؟ یه ناهار خوردن یک ساعت طول میکشید ؟

 

خوب یادمه که اگه صبحت رو از ساعت ۸ شروع نمی کردی اون روز برات یه روز بد تلقی میشد و روزی بود که نشد اون چیزی که تو ذهنت بود … فقط به خاطر ۲ ساعت خواب بیشتر …
نگفتی یه اخبار ورزشی نگاه می کنم و میرم سراغ کتاب ولی نفهمیدی چی شد که یه سینمایی هم اومد بهش چسبید . ماه رمضون هم که نگو …. سحری خوردن از هزار تا قرص خواب آور بدتره و کی میتونست بعد از سحری مطالعه کنه . بیا با هم چرتگه بندازیم … برو ماشین حسابت رو بیار تا ببینیم چقدر عقب افتادیم … به عبارتی هفتاد و چند روز و …. چند ساعت میشد ازش مطالعه استخراج کرد ؟ چند تا کتاب رو میشد بست و تموم کرد . الان چقدر با هدفت فاصله داری ؟ میدونم که تا حالا خیلی با خودت خلوت کردی و رو کاغذ سفید و درون دلت با خودت عهد و پیمان بستی که تغییر کنی و این حرفهایی که زدم یه خرده بیشتر و کمتر همه حرفها و حال و روز این روزهای اکثر شماست .

 

بچه های عزیز / الان وقتش هست . هر کسی که تا حالا و به هر نحوی از ترن کنکور جا مونده … این ایستگاه برای سوار شدن عالیه . باور کن که الان و نه هیچ وقت دیگه ای … حتی اگه این مطلب رو چند روزی بعد از تاریخ انتشارش داری میخونی … باور کن که برای رتبه ۳ ، ۲ و حتی تک رقمی شدن هنو هم دیر نشده … یه شرط داره … شرطش اینه که تو بخوای تغییر کنی / تغییر اسمش برات آشناست و تا حالا هزار بار خواستی اما نشده … ولی اینبار فرق داره …. ازتون میخوام که هر کجا که هستید به این خیل جمعیت متصل بشید و همه با هم انرژی ها تون رو برای تغییر رو هدفی مشترک متمرکز کنید .

 

 یه تغییر اساسی و برای تغییر یک نتیجه کلی باید روی جز به جز زندگی تمرکز کنی و سعی کنی که همه چیز رو فقط و فقط در جهت هدفت قرار بدی و نه چیز دیگه ای … غرق در هدفت شو … باور کن که چیزی تغییر نکرده و عوض نشده … تو همون آدمی با همون افکار بزرگ و اهداف عالی … چرا که نتونی به اونا برسی … قبول دارم الان کمی سستی کردی و عقب افتادی … ولی کی گفته که دیگه همه چیز تمومه …. اگه تو آدم دیگه ای باشی و بتونی که از همه نیروهای ماورایی جهان خلقت استفاده کنی میتونی همه چیز رو عوض کنی یادت ، تک تک شما عزیزان همون کسانی بودین که موقعی که دبیر تو مدرسه می خواست ازتون امتحان بگیره جفت دستاتون رو میذاشتین رو گوشتون و با کسی کاری نداشتی و تو اون چند دقیقه معرکه مطالعه میکردی و یکدفعه تو ۱۵ دقیقه یک درس رو کامل با جزئیات تموم می کردی …

 

 یادت میاد تو اون یه ربع زنگ تفریح تا نیم ساعت ، چهل دقیقه راه مدرسه چقدر دقیق و با سرعت خودت رو برای امتحان آماده می کردی و اتفاقا نتیجه هم می گرفتی ، با شرایط کاری داشتی .. میگفتی الان چه جوری بخونم و کی استراحت کنم و تمرکز ندارم و شلوغه و محیط خوب نیست و منبع مطالعاتیم فلان نیست و ؟ ! … یه لحظه چشمات رو ببند … فقط فکر کن که همین الان نه کاری داری با روز هفته و نه تاریخ و نه ساعت و نه ….. فقط تو ذهنت ببین که داری میری به سراغ مطالعه … ببین داری چی کار می کنی .. تست میزنی … می خونی … ؟ از کدوم کتاب و درس … الان ساعت چند شده …؟ خسته ای یا هنوز داری ادامه میدی … آفرین … قدم به قدم داری به هدفت نزدیک میشی یا نه ؟ عالیه … همینه

 

ما تو خونه یه بچه کوچیک داریم … یه گیم براش خریدم و تو اون یه بازی داره که میدونم الان بگم همطون اونو دیدین … یه سری اشکال هندسی نامتقارن از بالای صفحه میان پایین و باید با چرخاندن اونا رو طوری قرار داد تا فضای خالی کمتری بینشون ایجاد بشه و اگه در امتداد یک خط راست قرار بگیرن به عنوان امتیاز اون ردیف پاک میشه و اگر بی دقت باشی … اشکال روی هم تل انبار میشن و میرن تا بالا صفحه و شما می بازید …. همین بازی اینجا هم مصداقش دیده میشه …. اگه کاری نکنی و دست رو دست بذاری … کم کم زمانت میره بالا و بالای صفحه و سوختن میرسی ولی حالا که فقط چند ردیف اول رو خراب کردی … میتونی با ساختن عاقلانه بقیه کم کم عقب افتادگیت رو جبران کنی و برسی به وقتی که اصلا انگار عقب موندگی نیست …

 

فقط خوب گوش کن … یکم عجیب و غریب هست ولی اگه میخوای بسم الله …. با احترام به نظر همه مشاوران که در این زمان به داوطلب که شما باشی درس خوندن نرمال رو پیشنهاد میدن در حدود ۶ ساعت ؛ ما اینجا میخوایم یه کار ویژه بکنیم … برای چند روز یه جور دیگه زندگی کن ….درس بخون … نه بگو از چی و نه من میگم … متنوع بخون … از هر درسی که دوست داری … فقط تک درس نخون … چند تا درس انتخاب کن …. فکر کن اومدی تو یه غار … و از همه دنیا فارغ شدی … کاری به چیزی نداشته باش … نه بازی و نه شیطنت نه تلفن و نه رمان و اینترنت گردی و خیابون گردی … میخوایم با هم بریم به یه مراسم ویژه . اسمش هست احیای درون خفته ….

 

حالا در اون پروسه تا میتونی درس بخون … چند ساعت نگو … گفتم تا میتونی … خوابت میاد برو بیرون قدم بزن … آب سرد بزن به صورتت … پاهات رو بکن تو لگن آب یخ و هر راه دیگه ای که بلدی برای بیدار موندن …. گرسنه که میشی نپر به سمت یخچال … بذار گرسنه بمونی … از ۲۴ ساعت ۲۵ ساعت درس بخون … الان چیزی سوال نکن … گفتم فقط بخون … تست بزن … تمرین کن … از دروس متنوع … بدون برنامه ؟؟؟؟ آره بدون برنامه … تست آموزشی و سنجشی و زمان دار و خلاصه نویسی و ….

 

نداریم …. منبع خوندن مهم نیست .اصلا و ابدا به چیزی فکر نکن …. شب میشه بشه … همه خوابن … باشه … یه گوشه ای از اتاق …یه نور گوشیت که هست دیگه انشاا…. . بازهم داری سوال میکنی احساس می کنم ! نه مطالبق بودجه بندی آزمونت هم نخون … پیرو هیچ قاعده ای نباش … ولی اونایی که میخونی … با تراکم و فشار زیاد بخون … نذار حواست به چیزی پرت بشه … به خودت بگو سه روز فقط و فقط کارم همینه و با چیزی و کسی کاری ندارم …. باید بتونی یه فصل رو ۵ ساعته جمع کنی … مثل شبهای امتحانی که اساسی جا مونده بودی …

 

 یادت میاد ۱۰۰ صفحه جزوه رو ۴ ساعت میخوندی … همون جوری ….بذار چشمات خسته بشه / دستت و پاهات و کمرت خستگی رو احساس کنه / خواب رو به کارهات ارجحیت نده … تنها موقعی بخواب که جسمت داره رو کتاب ها می افته / از همین الان ذهنت رو برای این کار آماده کن .

 

در حین کار به خصوص در آخرای شب چند تا نفس عمیق بکش و به خودت رجوع کن … آیا امروز تلاشت جز بهترین ها بوده یا نه ؟ به خودت بگو کی این موقع شب بیداره و داره درس میخونه …. باور کن که فقط خودت و معدود ستاره های آسمون بالای سرت . بذار نفس هات به شماره بیفته … کم کم احساس کن که این آدم تو هستی و نه قبلی و در آخر شب با افتخار یه ساعت مطالعه باور نکردنی رو تو دفتر ذهنت ثبت کن و از خدا بخواه که راه استفاده از توانایی هات رو بهت یاد بده .

 

 پس تو توانایی حرکات جهشی رو داری …. تو میتونی کاری کنی که از اول تابستون داشتی به خاطرش دس دس می کردی و از زیرش فرار می کردی رو انجام بدی . تو دنیا سیگنالها و علائمی وجود دارن که میگه بیا … شروع کن … تو میتونی و علائمی بسیاری هم برای خرده گیری و برجسته کردن نقاط ضعف که نه نمیشه و …. این ما هستیم که انتخاب می کنیم با کدوم یک از اونا پیش بریم و پلان و برنامه ذهنی خودمون رو بر کدوم اساس بچینیم . طوفانی شروع کن و ایمان بیار که این تو هستی که این کار خارق العاده رو انجام دادی …. بعد کم کم به سمت دروسی برو که در اونا از نظر پایه یا مهارت قبلی پیشینه خوبی داری …

 

متوسطهای خودت رو تا به حد عالی برسون … بعد بهش نگاه کن … آره این کار خودت بود … بذار تو یه آزمون چشمت درصد بالای ۸۵ و رتبه زیر ۵۰۰ ببینه تا کم کم یخ های درونت باز بشه و به عینه ببینی که تونستی خیلی ها رو کنار بزنی ….از پیله خودت بیا بیرون … دنیا و موفقیت حق توست . اونوقت پیش خودت راضی باش به اینکه دیر شروع کردی و افسوس اونو نخور …

 

چون همین دیر شروع کردن و عقب افتادن باعث شد که مثل یه کش با سرعت تر و پر شتاب تر به سمت جلو حرکت کنی و این با ارزش هست / پیش خودت بگو … خدا رو شکر که عقب افتادم تا الان میتونم انقدر گام های بلندی بردارم و انقدر معرکه در مسیر هرفم پیش بم که فکر کنم دیگه هیچ مانعی نیست که بتونه منو از این حرکت فوق العاده باز داره .

 

چند روز به چیزی فکر نکن و هر چی مه تو ذهنت هست رو با عمل نشون بده …بعد تکنیک برنامه ریزی مثل فرمان ماشین میاد و خودش رو نشون میده و به کار تو جهت میده . پس بدون که فرمان و ترمز ای بی اس و کیسه هوا و بهترین امکانات و تجهیزات و سخت افزار تا قبل از راه افتادن ماشین به درد نمیخوره .

 

 پس بندهایی که دست و پای خودت بستی و گره زدی رو راحت باز کن ؛ خودت رو راه بنداز و این مدت باقی مونده تا پایان زمستون رو اونجوری که فکر میکنی شایسته توست تلاش کن .بذار خاک روی کتاب های اتاق زدوده بشه ...

 

[ پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

به خودم قول می دهم که:

آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنم را برهم زند.

هرکسی را که می بینم با او از سلامت و خوشبختی صحبت کنم

کاری کنم که دوستانم احساس کنند گوهر ارزشمندی در درون آنهاست

تنها به بهترین ها بیاندیشم،

تنها برای رسیدن به بهترین ها کار کنم و تنها انتظار بهترین ها را داشته باشم.

درست به همان اندازه که مشتاق موفقیت خود هستم، مشتاق موفقیت دیگران نیز باشم.

اشتباهات گذشته را فراموش کنم و تمرکزم را روی دستاوردهای بزرگ آینده بگذارم.

همیشه سیمایی بشاش داشته باشم و به هر آفریده ی زنده ای که می بینم لبخند ببخشم.

آن قدر روی رشد خود وقت بگذارم که دیگر وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشم.

آن قدر آزاده باشم که فرصتی به نگرانی،

آن قدربلند نظر که فرصتی به خشم

آن قدر قوی که فرصتی به ترس

و آن قدر خوشبخت که فرصتی به بدبختی ندهم.

تصورم از خود نیک باشد و این را به جهان اعلام کنم؛ نه با صدای بلند، بلکه با کردار نیک .

با این اعتقاد زندگی کنم که کل جهان طرف من است؛ مادامیکه به آن بهترینی که در وجودم است، وفادار بمانم .

کریستین دی لارسن

[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

1- نظم و سازماندهی

بسیاری از مهارت‌ها بدون زمان‌بندی و نظم تقویت نمی‌شوند. مهارت زمان بندی و نظم کمک می‌کند تا به طور موثر تمام برنامه‌های تحصیلی خود را منظم و اجرا کنید. با زمان بندی مناسب می‌توان به خوبی فعالیت‌های تحقیقی را گردآوری و اجرا کرد. از آنجا که دوره دانشجویی یک مرحله آماده سازی جدی برای آینده حرفه‌ای دانشجویان محسوب می‌شود، تقویت این مهارت‌های ساده و ابتدایی برای آینده شغلی آنها نیز بسیار موثر و مفید خواهد بود.


2- مدیریت زمان

تحصیل در دانشگاه همراه با شرکت در کلاس‌های ورزشی و فوق برنامه و همین طور اشتغال،‌ تقویت مهارت مدیریت زمان را بیش از پیش ضروری می‌کند. حتی اگر قصد داشته باشید تمام کارهای فوق را انجام دهید باید فهرستی از اهداف و اولویت‌های خود تهیه کنید چون به زودی کلاس‌ها شروع می‌شود و استادان به ازای هر یک ساعت تدریس در کلاس سه الی چهار ساعت تکلیف منزل به شما می‌دهند. در صورت عدم برنامه ریزی و زمان سنجی، انجام این فعالیت‌ها امکانپذیر نیست.
برخی از دانشجویان با زمان بندی مناسب می‌توانند تعداد مشخصی از فعالیت‌های خود را با تمرکز بیشتر و کامل‌تر انجام دهند.


3- کارِ گروهی

مهارت انجام کارِ گروهی به شما این امکان را می‌دهد تا بتوانید با افرادی که در انتخاب آنها نقشی نداشته‌اید به راحتی کار کنید.
این مهارت‌های ساده نقش بسیار مهمی دارند زیرا می‌توانند به شما کمک کنند تا خود را با شرایط مختلف تطبیق دهید و در امر تحصیل خود به پیشرفت‌های قابل توجهی دست پیدا کنید. آنها همچنین به شما می‌آموزند چگونه با دیگران رفتار انعطاف‌پذیر داشته باشید. (ایسنا)

[ جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

می گفت :  

"من تلویزیون رابسیار آموزنده یافتم . 

هروقت کسی آن را روشن می کرد 

به اتاق دیگری مر رفتم  

وکتابی مطالعه می کردم " 

[ جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

    قدر 22 سال طلایی عمر خود را بدانید و به دانشگاه اکتفا نکنید

روان شناسان با همه اختلافی که با هم دارند در این نقطه متفق القولند که از 18 تا 40 سالگی بهترین سال های عمر هر انسانی اند . نه سالهای قبل از 18 سالگی انسان پختگی لازم را دارد برای استفاده از عمر و وقت و استعدادهایش نه بعد از 40 سالگی .
اما دانشگاه های ما با کمال تاسف باید گفت درست نصف این 28 سال را از شما می گیرند – تازه اگر دانش آموز زرنگی باشید- 11 سال را از شما می گیرند و فقط یک ورق کاغذ به شما می دهند که بهش می گویند مدرک دکتری؛ یعنی نصف عمر مفیدتون را که بر روی این کره زمین اقامت دارید را داده اید و یک ورق کاغذ گرفته اید که به آن می گویند مدرک دکتری.
من هیچ کس را تشویق نمی کنم که مدرک دکتری نگیرد ؛ اصلا و ابدا . اما می گویم اگر در خارج از کشور درس می خوانید خب دکتر می شوید و به اندازه یک دکتر هم معلومات پیدا می کنید ولی اگر به هر جهتی یا نمی خواهید یا نمی توانید بروید خارج از کشور و می خواهید در اینجا علوم انسانی را دنبال کنید بیایید و این کار را بکنید .
فرض کنید دو بازار وجود دارد در یک بازار مدرک می فروشند و در یک بازار علم . بروید در آن بازار که اسمش دانشگاهست مدرک بخرید ؛اما برای خودتان با استفاده از کارشناسان ، اساتید و مشاوران برنامه ریزی کنید و شروع کنید به این برنامه عمل کردن .
تا این برنامه را به شما دادند شما شروع کنید که متوازن این مدرک، معلومات تان را داشته باشید و گرنه دانشگاه های ما هیچ چیز به شما نمی دهند جز مدرک !
اگر واقعا به فلسفه علاقه مندید اصلا به دانشگاه اعننا نداشته باشید و به قدر ضرورت و به وقت ضرورت فقط به دانشگاه بروید آن مقدار که اگر غایب باشید چیزی را از دست خواهید داد.
ولی تمام اهتمام تان این باشد که کار کنید و وقتی به سنی مثل سن من برسید می فهمید عمق تلخ این واقعیت را که الان به شما می گویم که به لحاظ ریاضی 51 منهای 50 مساوی یک هست و 21 منهای 20 هم مساوی یک است ولی اصلا فکر نکنید ارزش آن عمری که 20 تا 21 سالگی دارید مساویست با عمری که از 50 تا 51 سالگی دارید .
باور کنید از من و بعدا به رأی العین می بینید یک هفته بیست تا بیست و یک سالگی تان اندازه یک سال 50 تا 51 سالگی ارزش دارد. این سال ها بی نمونه اند بی همتایند و آن وقت است که حیفتان می آید.
من به دوستانم می گویم اگر برای عمر خودتان حیفر تان نمی آید تا 40 سالگی حیف تان بیاید بعد خواستید ضایعش کنید و هر کاری می خواهید بکنید ولی واقعا تا 40 سالگی را ضایع نکنید .
مثلا 16 سال دیگر که شما دارید؛ ثانیه ثانیه اش را استفاده کنید. اگر این کار را بکنید نه پشیمانی خواهید داشت نه حسرتی و نه اندوهی ولی اگر این کار را نکنید درست به میزانی که استفاده نمی کنید پشیمان می شوید و دائما با خودتان نزاع دارید و با خودتان نمی توانید آشتی کنید و همین طور تا آخر عمرتان خودتان را سرزنش می کنید همیشه قدر تا 40 سالگی تان را بدانید کاری به این دانشگاه ها نداشته باشید برنامه ریزی کنید و کار کنید و البته وقتی برنامه ریزی سنجیده صورت گرفت باید 4 ویژگی هم داشته باشد در آن برنامه :

1. نظم داشته باشد 2. پشتکار داشته باشد 3. اعتدال را رعایت کند 4. دائما خودش را بازنگری کنید درست مثل کوهنوردانی که وضعشان را هر از چندگاهی از نو مورد ارزیابی قرار می دهند .

التزام به هرم مطالعاتی
من همیشه عقیده ام این بوده که اشخاص موفق باید به صورت مخروطی یا هرمی درس بخوانند یعنی اول در قاعده این مخروط موضوعات بسیار متعددی را بخوانند اما با عمق کم بعد یک درصد بیایند پایین تر و بعد یک تعدادی از موضوعات قبلی کمتر بشود ولی آنهایی که در این دایره کوچکتر است عمیق تر بخوانند بعد بیایند این هرم را بالا تا برسد به راس اما اینکه در این طبقات پنج - شش گانه که از قاعده هرم تا رأس هست چه بخوانند بستگی به این دارد که در راس هرم می خواهند به کجا برسند ؟
من خودم اعتقادم بر این است که برنامه ریزی صحیح این است که در 40 سالگی فرد به راس هرم رسیده باشد .
این معنایش این است که از 40 سالگی تا آخر عمر می خواهد دائما بر روی آن نقطه مرکزی ای که در راس هرم قرار دارد کار کند و عمق بیشتر و باز هم عمق بیشتر به آن بدهید .

ازسایت سخن معلم

[ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
گاهی باید بی رحم بود ! نه با دوست ،نه با دشمن بلکه با خودت ... 

وچه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می زنی به صورتت ....

[ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
می گفت: 

"فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ...."

[ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
 جهت اطلاع برخی دوستان که مرتب سؤال می پرسند :

نظر به اينكه ماه مبارك رمضان در سال 1394، از اواخر خردادماه 1394 آغاز مي‌شود، لذا براساس برنامه زماني پيش‌بيني شده:

1- آزمون سراسري سال 1394 در صبح و بعدازظهر روزهاي پنج‌شنبه 21، جمعه 22 و صبح شنبه 23 خردادماه 1394 برگزار خواهد شد.

2- بمنظور فراهم آوردن تسهيلات لازم، ثبت‌نام از داوطلبان آزمون سراسري سال 1394 ا 

ز روز يكشنبه 1393/11/19 از طريق شبكه اينترنتي اين سازمان آغاز و در روز سه شنبه 1393/11/28 پايان مي‌پذيرد." 

[ جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

درنظام آموزشی ما٬سیستم نمره دهی٬ درهمه ی مقاطع تحصیلی وبا هرسنی ٫مشکلات ومعضلات خاص خودش را داشته وخواهد داشت .به نظر شما ٫آیا ٫کسب نمره با توانمندی وتلاش ـ باتقلب ـ با رابطه و التماس و... دراین سیستم ٫باهم تفاوت دارند؟!

[ دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

به نظر شما کدام عامل ویا عوامل نقش اساسی ومؤثرتری درپذیرش کنکور سراسری وکسب رتبه ی قابل قبول،ایفا می کنند؟ 

مدرسه ی محل تحصیل-دبیران مدرسه ی محل تحصیل-کتاب های درسی -کتاب های کمک درسی - دبیران وکلاس های کنکور خارج از مدرسه-پشتکار خود دانش آموز-حمایت خانواده-آزمون های آزمایشی -برنامه ریزی تحصیلی -شیوه های مطالعه -شناخت وآگاهی از رشته ها ودانشگاه ها -انگیزه ی یادگیری علم ودانش -انگیزه ی مادی واستخدام و...

[ پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]

[ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ سیدیان ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قطره،اولين تجربه ي درياست !
روياي سبز درانديشه ي روياهاي دست يافتني دانش آموزان ودانشجويان عزيز است وبدون هيچ گونه جهت گيري و وابستگي به جريان خاصي ،عموماًمطالب وموضوعات مربوط به مدرسه ودانشگاه را مورد بررسي قرار مي دهد.مكاني براي تبادل تجربه درزمينه هاي آموزشي و اجتماعي است تاشايد سهمي درموفقيت جوانان اين مرزوبوم ايفاكند.رویای سبز اشاره ایست به موفقیت های علمی دانش آموزان و دانشجویان عزیز.
آغاز فعالیت این وب نوشت به 16 آذر 1386 برمی گردد بخش عمده ای از اطلاعات و آرشیو وبلاگ در آذر 89 به دلیل یک سری اختلالات فنی حذف شد .امیدواریم این فضای مجازی منجر به ایجاد یک پل ارتباطی میان مدرسه ودانشگاه شود
با ارادت :سيديان -کارشناس ارشد فیزیک اتمی ومولکولی ومدرس فیزیک
امکانات وب





Powered by WebGozar

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ