تبليغاتX
حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان...................................... این نقش ماند از قلمت یادگار عمر مجله ی اینترنتی رؤیای ســــبز



مجله ی اینترنتی رؤیای ســــبز

برنامه ریزی درسی - کنکور و دانشگاه ،موضوعات اجتماعی مرتبط با مدرسه ودانشگاه /تاسیس86



به سبک کتاب درسی فارسی" بخوانیم وبنویسم"  : ابتکار !! به خرج داده ایم!! و این پست را آزاد٬ برای همراهان عزیز٬ نکته سنج و دور اندیش خود درنظر گرفته ایم. مطالب و موضوعات ارسالی شما در صورت تمایل ٬در همین پست نمایش داده خواهد شد. حالا همت کنید٬ این گوی این میدان !

پانوشت ۱:کم نیاوردیم !!دوست داریم شما هم مشارکت داشته باشید.

پانوشت ۲:مسئولیت ذکر منابع مطالب ارسالی  بر عهده ی نویسنده ی محترم  می باشد!

پانوشت ۳:مطالب ارسالی لزوماْ نظرات مدیر وبلاگ "رویای سبز" نیست .

پانوشت ۴: مطالب ارسالی خلاصه و تاحدممکن متناسب باسبک وفضای وبلاگ باشد.

.......................................................................................

.......................................................................................

.......................................................................................

.......................................................................................

 

نویسنده : کامران

راستش کادر این پست گرچه سیاه نیست، اما طول و عرض آن تقریباً نسبت طلای دارند و خطوط آن تداعی کننده تخته سیاه هستند. نوشتن به سبک کودکان بسیار مشکل است. باور بفرمائید من بیش از ده بار برای این کادر نوشتم. هیچکدام کودکانه نبود.
این پست آزاد است اما دو شرط بزرگ دارد: یکی سبک آن و دیگری فضای وبلاگ.
با در نظر گرفتن این محدودیت ها و نوشتن با برگشتن به بیست سال پیش و با خط نستعلیق ( فارسی زمان ما ) می نویسم:
"خدا جان من تو را دوست دارم"

نویسنده: مبین یاوری  

«باورکنیم که می توانیم »
روزي دانشمندي آزمايش جالبي انجام داد. او يک آکواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه اي در وسط آکواريوم آن را به 2 بخش تقسيم کرد. در يک بخش، ماهي بزرگي قرار داد و در بخش ديگر ماهي کوچکي که غذاي مورد علاقه ماهي بزرگتر بود. ماهي کوچک، تنها غذاي ماهي بزرگ بود و دانشمند به او غذاي ديگري نمي داد. او براي شکار ماهي کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولي هر بار با ديوار نامرئي که وجود داشت برخورد مي کرد، همان ديوار شيشه اي که او را از غذاي مورد علاقه اش جدا مي کرد. پس از مدتي، ماهي بزرگ از حمله و يورش به ماهي کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوي آکواريوم و شکار ماهي کوچک، امري محال و غيرممکن است! در پايان، دانشمند شيشه وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولي ديگر هيچگاه ماهي بزرگ به ماهي کوچک حمله نکرد و به آن سوي آکواريوم نيز نرفت ! مي دانيد چرا؟ ديوار شيشه اي ديگر وجود نداشت، اما ماهي بزرگ در ذهنش ديواري ساخته بود که از ديوار واقعي سخت تر و بلند تر مي نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود. باوري از جنس محدوديت، باوري با ديواري بلند و غيرقابل عبور، باوري از ناتواني خويش.
منبع : روزنامه ی ابتکار

نویسنده: کمال

«شریک زندگی»
تو يك شب سرد زمستاني،زوج سالمندي وارد يه رستوران بزرگ شدند.آنها در ميان زوجهاي جواني كه در آنجا بودند،بسيار جلب توجه ميكردند.همه به اين فكر ميكردند كه بايد زوج خوشبختي باشند كه عمري در كنار هم زندگي ميكنند و هنوز به رستوران ميروند.
پشت يك ميز نشستند و پيرمرد براي سفارش به جلوي صندوق رفت و سفارش داد و پس از پرداخت وجه با يك سيني كه در آن يك همبرگر و يه ظرف سيب زميني و يك نوشابه بود به سر ميز برگشت.
همبرگر را بادقت از كاغذ بيرون آورد و نصف كردو سيب زمينيها را شمرد و آنها را هم تقسيم كرد و نوشابه را هم تانيمه در ليوان پيرزن ريخت.
مرد جواني كه با همسرش در ميز كناري آنها نشسته بود به همسرش گفت احتمالا بايد فقير باشند.پس به طرف ميز آنها رفت و به پير مرد گفت:اگه اجازه بدين يه ساندويچ و نوشابه مهمون من باشين.پيرمرد كه مشغول خوردن همبرگرش بود گفت:همه چيز رو به راه است.ما عادت داريم در همه چيز شريك باشيم.كم كم مردم متوجه شدند در تمام مدتي كه پير مرد غذايش را ميخورد ،پيرزن لب به غذا نزده و به پيرمرد نگاه ميكند.
براي بار ديگر مرد جوان جلو آمد و خواهشش را تكرار كرد،اما اين بار پيرزن گفت:همه چيز روبه راه است و ما عادت داريم در همه چيز شريك باشيم.
همين كه پيرمرد غذايش را تمام كرد وداشت با دستمال لب و دهان خود را تميز ميكردكه مرد جوان ديگر طاقت نياورد و به طرف ميز آن دو رفت و گفت:خانم ميتوانم يه سوالي از شما بپرسم؟
پيرزن جواب داد:بفرماييد.
جوان:چرا شما چيزي نميخوريد،شما كه گفتيد در همه چيز شريك هستيد و همه چيز روبه راه است،پس منتظر چي هستيد؟
پيرزن جوا بداد:منتظر دندانها!!!!!!!!!!!!
منبع : نمی دانم (شرمنده)

نویسنده: پیمان امین بیگی   

هر آنکه اهل قلم باشد ترس زندگی دارد
آری ، زندگی ، همان بزرگراهی که به مقصد مرگ می رسد اما چه مقصدی چه مقصد دردناکی
آری ، زندگی ، همان جایی که یکی دهها نوع غذا سیرش نمی کند اما هم نوعش از شدت گرسنگی در خواب نان خشک می بیند
آری ، زندگی ، همان مکانی که در آن خودشیرینی و چاپلوسی جایی به جا دارد که لایق نیست
آری ، زندگی ، همان کوی و برزنی که برادر را از برادر جدا می کند
آری ، زندگی ، همان محیطی که به قابیل یاد داد تا برادر کشد و رسم برادر کشی را در این مکان رواج دهد
آری ، زندگی ، همان منطقه ی جنگی که فرزند را از پدر و پدر را از فرزند می رباید و رسم یتیمی بر جا می گذارد
آری ، زندگی ، همان مکان بی زمان که محدود به مکان و زمان است
آری ، زندگی ، همان جنگلی که چهره ی مظلومیت در آن غرق است
آری ، زندگی ، همان جنگل که ضعیف کشی و کشتن موجودات ریز در آن هنر است
می ترسم آری می ترسم آری ... آری ... می ترسم ترس دارم که آن ذات پاک را از یاد برم
ترس دارم که با زندگی در لجن نامرد پست و فرو مایه بالا آیم
ترس دارم آری ترس دارم که این ناکجا آباد آن دنیا ی مرا نیز بر هم زند
می گریم چون در جنگلم  می گریم چون نا امیدم چون غمگینم ...
اما ای خواننده ی این دست نوشته بدان که ترس و گریه و تفکر همه حاصل از سراب زندگیست و همه حصلی است در پناه دوری از خالق زندگی

نویسنده: سامان شریفی  

مي دانم وقتي به اين فکر مي کني که تنها شده اي، چقدر دلگير مي شوي، چه بغضي در سينه ات مي نشيند و چه اندوهي چشم هايت را خيس مي کند. مي دانم وقتي به آدم هاي رفته فکر مي کني و به خوشبختي هايي که در کوير گذشته ترک خورده اند، چقدر پير مي شوي. کاش صبح که از خواب پا مي شوي، بداني که هم زمان با تو جهان متولد مي شود، درخت دوباره نفس مي کشد، گل مي شکفد و دنيا اميد مي زايد. کاش تا فاصله باز کردن پلک هايت، مطمئن شوي که اين آخرين سياهي جهان است و ديگر روي تاريکي را نخواهي ديد. آري، جوان مي شوي، اگر بداني سهم دست هاي تو و من از عشق، بي نصيبي است و عشق براي ما تقسيم نمي شود، اين ماييم که براي عشق هايمان قسمت مي شويم. شاد مي شوي اگر بداني عشق کوچک تر از آنست که به تو چيزي دهد، به من چيزي دهد، به ما چيزي دهد. عشق در هر سطحي از ما سهم دارد; همان طور که زندگي مان، سال هايمان، روزهايمان و لحظه هايمان از ما ارث مي برند. بزرگ مي شوي، وقتي بداني چقدر بزرگي. حتي بزرگ تر از تمام عشق هاي ريز و درشت جهان. پس دلگير نباش و براي لحظه هاي آينده ات متولد شو، دوباره نفس بکش، گل کن. فراموش نکن که هيچ گاه روي تاريکي را نخواهي ديد....... 

 نویسنده : فرناز فتح الله زاده

 از زندگانيم گله دارد جوانيم
شرمنده ي جواني از اين زندگانيم
دارم هواي صحبت ياران رفته را
ياري کن اي اجل که به ياران رسانيم
پرواي پنج روز جهان کي کنم که عشق
داده نويد زندگي جاودانيم
چون يوسفم به چاه بيابان غم اسير
وز دور مژده ي جرس کاروانيم
گوش زمين به ناله من نيست آشنا
من طاير شکسته پر آسمانيم
گيرم که آب و دانه دريغم نداشتند
چون ميکنند با غم بي همزبانيم
اي لاله ي بهار جواني که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانيم
گفتي که اتشم بنشاني.ولي چه سود
برخاستي که بر سر آتش نشانيم
شمعم گريست زار به بالين که شهريار
من نيز چون تو همدم سوز نهانيم   شهریار

نویسنده:بهنام شریفی


حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند.
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند.
تنها دلیلی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد.
یک لبخند از طرف تو می تواند موجب شادی کسی شود؛ حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند.
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند.
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی.
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی.
وقتی بزرگ ترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود.
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن، شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای.
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آن ها بیان کن، وقتی آن ها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند، احساس بهتری خواهی داشت.
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آن ها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند.

باعرض پوزش از بهنام عزیز متن انگلسیی آن را حذف نمودم (متن اصلی در دیدگاه های شما)

نویسنده:param0r

از تموم دنياو دار ندارش
شونهاتو كم دارم براي بارش
زخمي خنجر زهر آگين يارم
تو كه تازه اومدي تنها نزارم
به چشام خوب خيره شو ببين چه پيرم
من درياب خوب من دارم ميميرم
ديگه حتي ناي نيست براي گفتن
خيلي وقته تو سكوت غم اسيرم
يك لحظه خوبي به من بده
از من بگير روح و تنم
براي يك لحظه خوشي به هر دري درميزنم
برگردن عمر رفتموحتي واسه يك ثانيه
دل خوش كنم حتي دو روز از من مگه چي باقي
غربتم رو آشناي كن بهارم
روزامودرياب عزيزدور شد قطارم
تنها يك ثانيه عاشقي به جز اين
هيچ توقوي ازين دنياندارم
يك لحظه خوبي به من بده
از من بگير روح وتنم براي يك لحظه خوشي
به هر دري در ميزنم
برگردون عمر رفتموحتي واسه يه ثانيه
دل خوش كنم حتي یه روز
از من مگه چي باقي  رضا صادقی

نویسنده : برباد رفته

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند. جرج برناردشاو



دسته بندی :

: سیدیان ; جمعه پانزدهم آبان 1388
لینک مطلب



قبول نشدن در کنکوربرای خیلی ها شکست محسوب می شود وممکن است در پی این اتفاق٬ افراد٬ضربات روحی شدیدی را متحمل شوندکه گاه به سختی قابل جبران است.وبرای آنان وضعیت موجود و تکرار مجدد و برنامه ریزی تحصیلی و هماهنگی خود با شرایط خانواده و جامعه امر پیچیده و مشکلی خواهدبود.

براین اساس می طلبد٬ خانواده ٬دوستان و آشنایان ٬مدرسه و معلمان و به طور کلی افرادی که با این دوستان سروکار دارند ضمن توجه به شرایط روحی آنان ٬زمینه های لازم برای شروع مجدد و فعالیت های آموزشی و برنامه ریزی تحصیلی را فراهم نموده و واقعیت های عینی وملموس جامعه را برای آنان ترسیم نمایند .ویادمان باشد که افراد را همان گونه که هستند بپذیریم وتوانائیهایشان را همان قدر که هست باور کنیم  واین مستلزم یک شناخت دقیق از آنان است نه آن چیزی که در رویاهایمان می پرورانیم.

 قبولی درکنکور یا هر موفقیتی دیگر حاصل یک عمر آموزش و تربیتی است که افراد در مدرسه و خانه تحت آن قرار گرفته اند پس رها کردن آنان واهمیت ندادن به حساسیت موضوع دراین موقعیت می تواند صدمات جبران ناپذیری ایجاد نماید.لذا عملکرد ما اطرافیان ٬می تواند نقش به سزائی در فراهم نمودن زمینه های تعالی و ترقی آنان ایفا کند.

و اما شما دوست عزیز:شما نقش کنکور را در زندگی آینده چقدرمهم می دانید؟دانشگاه رفتن چقدربرایتان مهم است ؟آیا موفقیت را درگرو دانشگاه رفتن می بینید؟جواب این سوالات می تواند دیدگاه شما را راجع به کنکور ودانشگاه نمایان کند.بالاخره باید هر انسانی در راستای توانائی ها٬علایق و استعداد هایش قدم بردارد تا در زندگی موفق بوده واحساس آرامش و رضایت کند.

با خود بنشینید صادقانه دلایل عدم موفقیت خود را بررسی کنید ٬ موانع کار را بیابید .وقتی دلایل اتفاقی مشخص شود از بین بردن آن دلایل می تواند از بروز اتفاق مجدد جلوگیری کند.شرکت در کلاس های کنکور ٬آزمون های آزمایشی و خرید کتاب های کمک آموزشی متنوع به تنهائی نمی تواند موجبات موفقیت شما را فراهم کند .تغییر در رفتار و شیوه های غلط مطالعه ٬ برنامه ریزی صحیح ومتناسب با شرایط روحی و خانوادگی وحتی موقعیت حغرافیائی مکانی که در آن زندگی می کنید از عوامل مهم موفقیت به شمار می آیند.

به نظر شما برای برگرداندن شور و نشاط به عزیزانی که به هر دلیلی سال گذشته٬ علی رغم تلاش ها و اقدامات و بعضاً تحمل هزینه های فراوان٬موفق به اخذ نتایج قابل قبول نشدند ٬چه باید کرد؟

مدیریت محترم وبلاگ قاصدک راهکارهای جالب توجهی را در پاسخ به این سوال مطرح نموده اند در صورت علاقه مندی بر روی لینک مقابل کلیک کنید  http://www.siho.blogfa.com/

 



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; دوشنبه یازدهم آبان 1388
لینک مطلب



دیر زمانی بود که باران نیامده بود.آدم‏ها در جستجوي آب از روستاها كوچ كردند. زمين‏ها و مزرعه‏هاي بي‏آب و علف را به داغي آفتاب سپردند و رفتند.بارش باران رویا شده بود .امروز این رویا به تحقق پیوست ...شور وهیجان بارش باران ٬امروز  درچهره ی مردم به خوبی نمایان بود ...

راستی باران به چه می ماند ؟

«باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا»
اثر دکتر مجدالدین میر فخرایی ( گلچین گیلانی )



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; جمعه هشتم آبان 1388
لینک مطلب



هیچ وقت فکر کردید این عبارت کوتاه تا چه حد،مشکلات زندگی ما را حل کرده ومی کند؟! وکارکرد و تنوع زیادی درایجار ارتباط دو سویه دارد ؟ "خسته نباشید"

به عنوان مثال وقتی که در یک محیط باهم به فعالیت وکار مشغولیم ،یا وقتی که از کنار هم عبور می کنیم سکوت سنگین حین برخورد با فرد آشنا را به شکلی معقول و مؤدبانه ،با چهره ی بشاش و کلام آرام ٬بابه کاربردن این عبارت می شکنیم .و موجبات ایجاد ارتباط با طرف مقابل را فراهم می کنیم .

بیشترین کاربرد این جمله ی مهم،درکلاس های درس است! وقتی که دانشجویان ،یا دانش آموزان از دست پرگوئی های اساتید یا معلمان خود ،حوصله اشان سر می رود، اتمام کلاس درس را با ذکر این جمله ،آن هم دسته جمعی ،یادآوری می کنند! استاد یا معلم هم معمولاً به روی خود نمی آورد که نیت چه بوده و این بیان زیبا را حمل بر دلسوزی زاید الوصف دانشجویان یا دانش آموزان نسبت به وضعیت جسمانی و آرامش خاطر خودتلقی می کند!!



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; دوشنبه چهارم آبان 1388
لینک مطلب



بالاخره٬ بعد از تحمل کلی مرارت وسختی و ماندن پشت درهای دانشگاه و خیال بافی و رؤیا پروری وشب زنده داری،از بین صد رشته که با علاقه! درفرم انتخاب رشته درج کرده بودم  nامين انتخاب در شهري غريب پذیرفته شدم!سیل خروشان پیام تبریک و تهنیت به این مناسبت گرامی از دوستان و آشنایان به رویم سرازیر شد . زمان موعود فرا رسید و راهی سرزمین آرزوها شدم.

پرسان پرسان و دوان دوان دانشگاه را پیدا کردم و با کلی مکافات و صف و دوندگی و کاغذ بازی ثبت نام شدم.واحدهائی با برنامه ی از پیش تعین شده برایم انتخاب شدو پر پرواز آماده نمودم به سوی آسمان علم ودانش .

بخش جدیدی از زندگیم آغاز شد ه بود،فارغ از هرگونه مشکل وخستگی چند سال پشت کنکور و ثبت نام و... دنبال جائی برای آرامش و سکونت گشتم .چشم تان روز بد نبیند خورجینی از مشکلات و خوان های دیگر رستم پیش رویم ظاهر شدند !

به ترم اولی ها خوابگاه تعلق نمی گیرد ،خانه ی کرایه گیر نمی آید گیر هم آید من نتوانم رفتن!.خوابگاه خود گردان با هزار منت وپرداخت کرایه و هم اتاقی شدن با 12 نفر با فرهنگ ها وعادات وآداب متفاوت بعداز کلی مکافات به بنده ی حقیر تعلق گرفت.خیلی زود به سمت شهردار اتاق مان جهت انجام امورات تنظیف خوابگاه و شستن ظروف و ... منصوب شدم .برنامه ی هفتگی کلاس ها هم که بسیار نامنظم بوده٬ به طوری که٬ مانند نرخ ارز شناور و متغیر .کلاس ها مملو از دانشجو با چندین برابر تعداد اعلام شده در دفترچه ی تعین رشته!(مخلوطی از شبانه و روزانه ) نه ناظم داشتیم ونه رئیس !از ترس متلک های ترم بالائی ها تا نکند "آش خور" خطاب مان کنند جرات پرسش و بیان سؤال نداشتیم .ژتون غذا و فکر سیر کردن شکم ، درست کردن چائی ، آشپزی و تهیه ی وسایل ،یاد گرفتن آدرس ها و قلق های دانشجوئی و...مرا به یاد روزهای خوش پشت کنکور و مهر مادرجانم انداخت !یادش به خیر !!

  صبح‏ جمعه خوابگاه حال و هواى خاص خود را داشت. جمعه تنها روز هفته بود كه از ناهار و شام سلف سرويس دانشگاه خبرى نبود. به همين خاطر، دانشجويان پس از بيدار شدن از خواب كه معمولاً از 9 صبح زودتر نبود و نيز بعد از صرف يك صبحانه سمبليك، عزاى ناهار داشتند.از طرف ديگر همين مسأله يعنى تدارك ناهار شور و هيجان خاصى به كل خوابگاه و به ويژه آشپزخانه‏هاى واحدها كه روزهاى قبل فقط وظيفه دم كردن چاى را به عهده داشتند، مى‏بخشید.
از ساعت 11 به بعد بود كه دانشجويان هر كدام به تناسب، قابلمه به دست يا ماهى تابه بر سر به آشپزخانه وارد مى‏شدند و بر سر اشغال شعله‏هاى اجاق‏ها كه طبيعتاً كفاف همه آن‏ها را نمى‏داد با هم بگو مگو داشتند. ساعت 12 از بوهاى غذاهاى مختلف پيچيده در آشپزخانه، بوهاى جديد و نو ظهورى به مشام همگان مى‏رسيد. و اگر سرى درون قابلمه‏ها و ماهى‏تابه‏ها مى‏زدى، متوجه مى‏شدى كه غذا پختن شان هم مثل درس خواندنشان كه فقط براى پاس كردن واحد بود، تنها به جهت رهايى از غرغرهاى شكم شان بود و اين كه به هر حال با پُر كردن آن، خاموشش سازندماکه چیزی در بساط نداشتیم به یخچال مشترک راهرو طی یک عملیات طراحی شده حمله نموده وتعدادی تخم مرغ کش رفتیم ( البته معادل آن اسکناس داخل کیسه قراردادیم !!)وبعداز صرف آن سر بر بالین غربت به قصد خواب گذاشتیم که البته هنوز هم که هنوز است دوستان هم اتاقی نگذاشتند تا اندکی به رؤیای گذشته برگشته و به یاد دوران پشت کنکور آرام گیریم.به نظر می رسد که تازه اول راهم ....

حالا شما از "حکایت ترم اولی ها" بگوئید ....



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388
لینک مطلب



چند روز پیش٬یکی از دانش آموزان داوطلبانه جهت حل مسئله ٬پای تخته آمد ٬ خیلی خون سرد ضمن حل مسئله وتوضیح آن ٬آدامس می جوید .به دور از چشم دیگر دانش آموزان ٬با اشاره ایشان رامتوجه کردم٬ بلافاصله آدامس را از دهانش در آورد و در سطل آشغال انداخت!

ضمن مقایسه ای ساده٬ میان ایام دانش آموزی و حتی دانشجوئی خودم وحال حاضر وتفاوت واکنش معلمان امروز با نسل گذشته در ارتباط با چنین عملی به این نکته رسیدم که درکل رفتار های این دور و زمانه با دانش آموزان هم نسل من چقدرمتفاوت است .تازه دربعضی از کلاس ها به ویژه دخترانه خوردن چیپس و پفک ...در ابتدا وشروع کلاس٬ تقریباْامر عادی است.البته شخصاْ ٬درتمام سال هائی که تدریس کرده ام هیچ وقت چنین عملی را بی احترامی به خود یا کلاس تلقی نکرده ام .اما مانده ام که تساهل من یا امثال من در این گونه موارد سودبخش است یا زیانبار ؟!



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
لینک مطلب



  شانزده هم مهر ماه "روز کودک"است سازمان ملل متحد"یونیسف"شعار*به کودکان گوش دهیم *را برای روز کودک امسال درنظر گرفته است.کودکان به ویژه ٬کودکان مناطق محروم فرصت چندانی برای برای بیان خود ندارند.دربسیاری از موارد ما والدین وبزرگترها برایشان تصمیم می گیریم ویا آنان در انجام کارهای سخت وغیر متناسب مشارکت می دهیم وبعضاْ٬تمایل داریم آرزوهائی که خود به آنها نرسیده ایم کودکانمان به آن دست یابند .

 روز کودک به ما یادآوری می کند که هرچه برای کودکان انجام می‌شود،زمانی بهترین خواهد بود که٬ آرزوها، انتظارات و ظرفیت‌های کودکان، در هر زمان و هر جا که ممکن بود، لحاظ شود. کودکان باید در تصمیم‌هایی که زندگی اشان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به تناسب سن شان سهیم باشند و نظرشان را درباره مسائلی که برای شان مهم است ابراز کنند. تا درسنین بالاتر بتوانند درتصمیم گیری ها وزیر ساخت های زندگی خود نقش ایفا کنند .



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; جمعه هفدهم مهر 1388
لینک مطلب



راستی ٬چرا ما خود راجای دیگری نمی گذاریم که چنین وچنان کرد؟چرا به جای نقد درست همیشه ایراد می گیریم ؟سطحی نگری ودرنظر نگرفتن همه ی جوانب ٬عادتمان شده ٬و از دریچه ی افکار خود به دیگران واندیشه های آنان می نگریم.

*در مطالعه ی ادبیات رمانتیک فرو رفتم .... و به واسطه ی آنها دریافتم که آنچه عالم را به تحرک وامی دارد عشق های کامروا نیستند بلکه شیدایی های بدفرجام و بی سرانجام اند (گابریل گارسیا مارکز)*                                                                                                          

                                                                                                       چقدر در حسرت بهشتم!



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
لینک مطلب



آه ٬ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه برآنم که از تو بگریزم...

از شعر "زندگی" فروغ



دسته بندی :شعر

: سیدیان ; جمعه دهم مهر 1388
لینک مطلب



مهری دیگر فرا رسید٬کوچه وخیابان٬به حضور شادی بخش دانش آموزان ٬آراسته شد.برای بچه مدرسه ای٬دبیرستانی ودانشگاهیان عزیز٬ فصل جدیدی از زندگی آغاز شد.برای دیگران هم٬مهر خاطرات شیرین دوران تحصیل را تداعی می کند.مهر آغاز پیوند دوباره ی ما با گذشته٬وتدوین برنامه ای دیگر برای رویاهای زندگیست .

بدون شک٬به یاد ماندنی ترین روزهای زندگی ما ٬خاطرات روز اول مدرسه و دانشگاه است .زمانی که برای اولین بار به مدرسه رفتم (آن و قت ها مهد کودک  وآمادگی وجود نداشت بدون هیچ آمادگی و تجربه ای پا به محیط مدرسه گذاشتم)به خوبی به یاد دارم اولین روز مدرسه با پسر عمویم که هم سن وسال من بود دم در کلاس که رسیدیم هردو قبل از وارد شدن به کلاس٬ کفش هایمان را ازپا در آوردیم !! حس نوازش ومهربانی آموزگار و راهنمائی ایشان هیچوقت از ذهنم بیرون نخواهد رفت ...

مهر سال ۶۸ اولین روزی که پا به محیط دانشگاه گذاشتم از حضور بچه های مهد کودکی اساتید وکارکنان دانشگاه در محوطه ی دانشگاه که با هم باز ی می کردند شگفت زده شدم .محیط دانشگاه برای من محیط بسیار غریب و در حکم تحقق یک رویای دیرین بود. به این بچه ها که دراین سن وسال پا به محیط دانشگاه گذاشته بودند غبطه می خوردم!!



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
لینک مطلب



بالاخره خوان هفتم کنکور ۸۸ هم به پایان رسید  ونتایج اعلام شد .بدین وسیله ضمن تبریک صمیمانه به مناسبت پذیرش دانش آموران عزیزم در مراکز آموزش عالی ٬برخود لازم می دانم  از همه ی دانش آموزان (دانشجویان جدید!) و اولیای محترم آنان٬ که در اولین فرصت خبر قبولی خود را از طریق ارسال پیام کوتاه و تماس تلفنی به اینجانب اعلام نموده و مرا در شادی خود شریک دانسته اند ٬تشکر کرده و برای این عزیزان٬ موفقیت های بیشتر٬آرزو می کنم

باآرزوی موفقیت بیشتر برای همه ی دوستان بزرگوار  تنها بخشی از پذیرفته شدگان نهایی دانش آموزان شهر سقز در دانشگاه های کشور به شرح جدول ذیل اعلام می گردد .بدیهی است اسامی پذیرفته شدگان دانشگاه آزاد -پیام نور -غیر انتفاعی -شبانه و... به دلیل حجم زیاد اسامی در رویای سبز درج نخواهد شد. به محض کامل شدن اطلاعات رویای سبز از پذیرفته شدگان٬ نسبت به درج دیگر اسامی اقدام خواهد شد. از دوستان بازدید کننده انتظار دارد٬ اگر از پذیرش نهایی اسامی دیگری از دانش آموزان (غیر از جدول زیر ) اطلاع دارند از هر طریق ممکن "رویای سبز" را درجریان امر قرار دهند قبلاْ از لطف شما سپاسگزاریم .

درضمن از مدیریت محترم کانون فرهنگی آموزش(قلم چی ) واحد سقز به جهت در اختیار گذاشتن بخش عمده ی اطلاعات جدول ذیل صمیمانه سپاس گزارم

»»جدول را از راست بخوانید ««

رشته ودانشگاه

نام ونام خانوادگی

ردیف

رشته ودانشگاه

نام ونام خانوادگی

ردیف

مهندسی نفت/صنعت نفت

فرهاد فلاحی

43

پزشکی /ایران

شاهین تقی زاده 

1

م۰ شیمی /صنعت نفت

وفا فیضی

44

پزشکی/همدان

فرشادضیائی

2

م۰شیمی/صنعت نفت

  امید کریم پناه

45

پزشکی /شهیدبهشتی

سینارشیدزاده

3

مهندی برق/اصفهان

آرمان مرادپور

46

پزشکی /سنندج

بهنام شریفی

4

مهندسی برق / اصفهان

کامیار تاژانی

47

پزشکی /کرمانشاه

سیامندمظهر

5

مهندسی برق/تبریز

سیدلقمان حیدری 

48

پزشکی/ تبریز

اسعدباپیری

6

مهندسی برق/تبریز

آرش شریفی

49

دندان پزشکی/ کرمانشاه

سیدیونس حسینی

7

مهندسی برق/تبریز

اردشیر نوروزی

50

پزشکی /اصفهان

رامیار سلیمی 

8

م. برق/شهیدبهشتی

آرام خدامرادی

51

دندان پزشکی /اصفهان

آرام محمدی

9

مهندسی برق/ارومیه

سیدفرهاد حسینی

52

پزشکی /همدان

آوات کردنژاد

10

مهندسی برق/ارومیه

افشین عبدی

53

پزشکی /شهیدبهشتی

مهدی نیلوفری

11

مهندسی برق/ارومیه

فاضل میرزائی

54

داروسازی /تبریز

روناک صالحیان

12

مهندسی برق/ارومیه

عبدالله ابوالمحمدی

55

دندان پزشکی /تبریز

ساراسلیمانی

13

مهندسی برق/ارومیه

اشکان پیروز

56

پزشکی /همدان

نگار نادری

14

مهندسی برق/ارومیه

زانا همتیار

57

داروسازی /اصفهان

فرشاد کریمی

15

مهندسی برق/همدان

سیاوش شریفی

58

پزشکی /ارومیه

نیما فتح الله زاده

16

مهندسی برق/بناب

بهزاد سعادت 

59

دامپزشکی /تبریز

شهلاقادری

17

مهندسی عمران/تبریز

عبدالهادی حسینی

60

دامپزشکی/ارومیه

کاوه گل پسندی

18

مهندسی عمران/سنندج

کاوه احمدی تپه بر 

61

دامپزشکی/ارومیه

هه ژیر سلیمانی

19

م. آی تی/تربیت معلم تبریز

مصلح قادی

62

دامپزشکی/ارومیه

امیدعبدی

20

م کامپیوتر/ت. معلم تهران

پرویز رضائی 

63

دامپزشکی/شیراز

جمیله حاج احمدی

21

م. نساجی /امیرکبیر

آرام مهدویان

64

دامپزشکی/تبریز

نازیلا فتحی

22

مهندسی مکانیک/سنندج

بهنام بابامیری

65

دامپزشکی /ارومیه

احمدبرفی 

23

مهندسی مکانیک/سنندج

فرشاد وحدتی فرد

66

داروسازی /کرمانشاه

آرام فرجی

24

مهندسی عمران/سنندج

ریزان حیاتی

67

علوم آزمایشگاهی /سنندج

عرفان برار پشکوهی

25

م.عمران/تربیت معلم تبریز

شهرناز اردلانی

68

حقوق /تهران

شهره شریفی

26

مهندس شیمی /همدان

نشاط مرادی

69

روان شناسی بالینی /تبریز

پریا سالمی

27

م.شهرسازی /ارومیه

سماء خواجه نجفی

70

علوم اقتصادی /ارومیه

لیلا افشاری

28

م.شهرسازی /سنندج

فاطمه زارعی

71

علوم آزمایشگاهی /سنندج

ریزان کوچکی

29

مهندسی شیمی /سنندج

فواد شافعی

72

علوم آزمایشگاهی /سنندج

ناسکه عزیزیان

30

مهندسی صنایع/سنندج

ایوب دوستکام

73

هوشبری/سنندج

سردار جهانی راد 

31

مهندسی صنایع/ سنندج

داود وکیلی

74

پرتوشناسی /سنندج

پیمان فتحی

32

مهندسی صنایع/ سنندج

فردین حاجی زاده

75

مامائی /ارومیه

سولماز داوری

33

مهندسی صنایع/ سنندج

بختیار علی پور 

76

هوشبری/سنندج

عایشه مردانی

34

مهندسی صنایع/ سنندج

 میلاد استادی

77

گفتار درمانی /تبریز

صحراهنرمند

35

مهندسی صنایع/ سنندج

سیما ارشدی

78

اتاق عمل /سنندج

الهه حاج حسنی

36

م. معدن/سهند تبریز

 شنو محمودی

79

بهداشت محیط/سنندج

دلنیا احمدنژاد

37

مهندسی معماری /سنندج

بهزا د مسگری

80

بهداشت محیط/سنندج

پری عبدالهی

38

مهندسی معدن/سنندج

فریبا سلطانی

81

مامائی /سنندج

فریبا فلاحی

39

 م. کشاورزی /کرمانشاه

  آرزو بیژنی

 ۸۲

کاردرمانی/توانبخشی تهران

شعله معماری

40

 م. کشاورزی /سنندج

  آلان سعیدی

 ۸۳

پرستاری /ایران

ناصر فرجی

41

 م. منابع طبيعي/اروميه

 نسرين شريفي 

 ۸۴

پرستاری /تبریز

پریا وکیلیان

۴۲

رشته ودانشگاه

نام ونام خانوادگی

ردیف

رشته ودانشگاه

نام ونام خانوادگی

ردیف

تربيت معلم

سميه نصرتي

117

مهندسي نساجي /گيلان

آزاد شريفي

85

تربيت معلم

رويا مينائي

118

مهندسي برق/ سنندج

زانيار ويسي

86

تربيت معلم

معصومه صالحي

119

م. صنايع غذائي /اروميه

پويا سعيد زاده

87

تربيت معلم

لطيفه رستگار

120

م. صنايع غ/ش.بهشتي

هيوارشيدي

88

تربيت معلم

حوري حسين زاده

121

م.كشاورزي/سنندج

جمال سعيد ي

89

تربيت معلم

هيوا شفيعي

122

م.كشاورزي /گرگان

سيروان ويسي

90

تربيت معلم

مهري سالم

123

مهندسي.مرتع  /اروميه

گوران سهامي

91

تربيت معلم

سيدعارف فاطمي

124

م.كشاورزي /اروميه

كامران محمدي

92

تربيت معلم

بتول احمدي تبار

125

م. پزشكي /سهند تبريز

هيمن ابراهيمي

93

جغرافيا/تبريز

شهين احمد زاده

126

م. پزشكي /سهند تبريز

كيميا فيض الله بگي

94

فيزيك /همدان

زينب خدامرادي

127

تاريخ /تهران

عرفان نظامي

95

مديريت بازرگاني /سنندج

نگار اسراري

128

سينما/هنر تهران

محمد عبادي

96

زبان انگليسي /اروميه

روناك كريمي

129

علوم تربيتي /اهواز

دلاور احمدي

97

زبان انگليسي /اتبريز

ژاله يونسي

130

علوم اقتصادي /اروميه

خبات عثماني

98

زبان عربي /سنندج

نشميل صالح نيا

131

علوم اقتصادي /اروميه

فرزاد نوري

99

زبان عربي /تبريز

سنور اماني

132

زمين شناسي/ تبريز

آرام شريفي

100

م. كشاورزي/اروميه

آرام نوري

133

م.كشاورزي /اروميه

كژال نادري

101

مهندسي كشاورزي/تبريز

مازيارمحمدي

134

م.كشاورزي/تبريز

حديقه سليماني

102

م. علوم دامي /سنندج

نويد لطف الهي

135

م.منابع طبيعي/سنندج

سارا كريمي

103

م. گياه پزشكي /سنندج

آرام فخرائي

136

مهندسي شيلات/سنندج

فريبا موسوي

104

م. كشاورزي /كرمانشاه

ساسان قنادي

137

مهندسي چوب/گرگان

مارياشجاعي

105

فیزیک/همدان فرزانه میرزا نیا

138

مهندسي كشاورزي/زنجان

حميده آهنگري

106

مهندسی برق/تبریز  فوادبهشتی

139

مهندسي شيمي/همدان

مهيارسالم

107

علوم اقتصادی /کرمانشاه فریدهرحمت پناه

140

اتاق عمل/شيراز

هيمن رشيدپور

108

علوم اقتصادی /ارومیه لیلا افشاری

141

هوشبري/سنندج

عايشه مرداني

109

علوم اقتصادی /کرمانشاه هیرو فرخی

142

پرستاري /اروميه

سهيل احمدي

110

علوم اقتصادی /ارومیه زهراسرخی

143

پرستاري /سنندج

پريسا كريمي

111

زیست شناسی/سنندج ژیلاحسینی

144

پرستاري /سنندج

بهمن نادرپور

112

جغرافیا/سنندج شاهو رشیدی

145

فیزیوتراپی /تبریز

 نوشین شاکری

113

شیمی کاربردی /سنندج سمیرامحمدی

146

علوم تغذیه /تبریز

زاتیارمحمدزاده

114

شیمی کاربردی /سنندج رزیتا ملکی

147

م.کشاورزی /ارومیه

سمیه صابری

115

شیمی کاربردی /سنندج شراره سلیمی

148

ادبیات انگلیسی/تبریز

شیمامحمدیان

116

 معرفت حكم مي كند درصورت كپي به منبع آن اشاره شود!!

 درتنظیم جدول بالا٬تاخر وتقدم نام دانشجویان عزیز با رشته ی تحصیلی آنان رعایت نشده و مدیریت وبلاگ هم اعتقادی به طبقه بندی رشته ها از لحاظ ارزشی ندارد.تنها به دلیل حجم زیاد اسامی ٬و عدم اطلاعات کافی از درج نام عزیزانی که در رشته های دانشگاه آزاد -پیام نور -شبانه -غیرانتفاعی -مجازی -نیمه حضوری -رشته های خاص و...٬خود داری شده است .بدین وسیله از تمامی دوستانی که به هر دلیلی نام آنها در رویای سبز درج نشده است وهمچنین عزیزانی که بدون اجازه٬نام آنان را درجدول ذکرنموده ایم ٬صمیمانه پوزش می خواهیم ....

باخبرشدیم که تعداد زیادی از هنرستانی های عزیز هم به آموزشکده های فنی راه یافتندکه متاسفانه به دلیل عدم آگاهی رویای سبز امکان درج نام آنان مقدور نشد درصورتی که دوستان علاقه مند به همکاری دراین زمینه هستند٬ ما را دراطلاع رسانی وتشویق این دوستان یاری نمایند....

اسامی پذیرفته شدگان به نقل از "شارنیوز " (کلیک کنید)



دسته بندی :اخبار دانشگاه

: سیدیان ; شنبه بیست و یکم شهریور 1388
لینک مطلب



اخيراً،با يكي از دانش آموزان قديمي كه حالا پزشك هستند٬گپي مي زديم. بالاخره بحث به اينجا كشيد كه دانش آموزان ودانشجويان ،درجمع هاي دوستانه  و يا درخوابگاه ها براي معلمان و استاد هاي خود ورفتارهاي آنان،چه صفات و القاب گوناگوني كه به كار نمي برند!(البته بعضي را به نيكي و بعضي راهم با الفاظ ...)خلاصه آن قدر صميمي شده بوديم كه بتواند بگويد ، بچه ها در كلاس در مورد من چه مي گفتند !به هر حال ...!! بي چاره معلم ها واساتيد فكر مي كنند همين كه دانش آموزان يا دانشجويان در مقابلشان مؤدبانه خم ويا شق مي شوند به همين جا ختم مي شود بي خبر از اين كه پشت سرشان چه خبره ...

پانوشت :---------------------------------------------------------------------

دانش آموزان ودانشجویان اگر چه گاهی از سر شیطنت های زیبا و به یاد ماندنی سربه سر معلمان یا اساتید خود می گذارند و این در همه ی کشورها مرسوم ومتداول است٬ اما آیینه ی تمام نمای رفتار و منش معلمان واساتید هستند.



دسته بندی :اجتماعی

: سیدیان ; شنبه چهاردهم شهریور 1388
لینک مطلب