مجــله ی اینــــترنتی رؤیای ســـــــبز
برنامه ریزی درسی -روش های مطالعه -اخبار دانشگاه-مسائل اجتماعی مربوط به دانشگاه ومدرسه تاسیس86 
قالب وبلاگ
تاچه حدی به این دوجمله که درجامعه ی دانش آموزی ودانشجویی زیاد متداول است ایمان دارید ؟ا گرموافقید چرا؟ اگر مخالفید چرا؟

دخترخانم ها بیشتر از آقا پسر ها درس می خوانند وکمتر نتیجه می گیرند.   

آقاپسرها کمتر از دخترخانم ها درس می خوانند و بیشتر نتیجه می گیرند. 

 

(اصولا آیا تفاوتی درمیزان یادگیری ومطالعه بین دختران وپسران وجود دارد؟)

[ پنجشنبه ششم آذر 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
صادقانه،به نظرشما غیراز ترس واضطراب ودلهره ی درس و دانشگاه ورتبه وتراز و مواردی از این قبیل ،چه عواملی بر روند مطالعه وموفقیت یک دانش آموز کنکوری تاثیرگذار است ؟عوامل ودل مشغولی ها ومشکلات را شناسایی وبه اشتراک بگذارید.

[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

به پیشنهاد برخی از دوستان، دراین پست درصد دروس  دوستان موفق کنکور 93 را به کمک کاربران عزیز مورد بررسی قرار می دهیم .از بزرگواران همراه انتظار دارد با پایبندی به اصول اخلاقی و امانت داری وکسب اجازه از آنان  درصد های کسب شده ی نفراتی که می شناسند را در بخش نظرات ثبت نمایند. 

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
بهترین جمله ای که در هفته ای که گذشت شنیدم : 

" معتاد آخرین کسی است که پی به معتاد بودنش می برد "  

معمولا کسانی که به اعتیاد های نوظهور مبتلا هستند هرگز باور ندارند ونمی پذیرند که معتاد شده اند !! 

مانند : معتاد به اینترنت (نظیرفیس بوک -چت روم ها- تویتر - و......) 

         اعتیادبه نرم افزارهای آندورید و...(لاین-وایبر-واتساپ -...) 

         اعتیاد به ارسال ودریافت پیامک وبازی های آنلاین و..... 

         اعتیادبه فیلم های ماهواره ای که به قول معتاد محترم فقط مسیر داستان مهم است نه ...! 

یک بار دیگر به خود بیایید اگر زمان زیادی برای صرف این گونه سرگرمی ها خارج از اصول متداول و استاندارد گذاشته اید .بدانید که معتادید... البته مطمئن هستم که نمی پذیرید !!

[ جمعه بیست و سوم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
در تمام سال هایی که درمقاطع مختلف به تحصیل مشغول بوده اید چه معضلات ومشکلاتی در مسیر تحصیل همیشه آزارتان داده است .

[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
آدم ها دنبال چیزهای عجیب‌غریب اند؛ مثلاً دنبال کتابی‌اند که به محض خواندن، ذهنشان تغییر کند، دنیاشان عوض شود. دنبال یک جمله یا دنبال یه فیلم‌اند که نگاه‌ اشان رو بالکل عوض کند. این حس را متصدیان تبلیغات خوب فهمیدند. دیدید تو آگهی بعضی کتابها و فیلمها می‌نویسند: «اثری که دنیای شما را عوض خواهد کرد!»، «اثری که نگاه شما را به جامعه و انسان‌ها تغییر خواهد داد!» آدمها دنبال یه بمب اتم‌اند. دنبال یک چیز که سریع همه چیز را زیر و رو کند و آن ها رامنورالفکر. دنبال کسی‌اند که به محض دیدنش منقلب شوند و بعد از آن لحظه جهان راطور دیگه‌ای ببینند.

[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

درپاسخ نومیدی برخی از کنکوری های عزیز

این سرشت زندگی وطبیعت است که درست قبل از یک گشایش٬همه چیز واقعا تیره وتار به نظرمی رسد!مگرسردترین وتاریک ترین لحظه ی شب ٬درست قبل از سپیده دم قرار نگرفته است؟مگر آب جویباران درست درلحظه ی قبل از جابه جائی سنگی که درمسیرش قرار دارد٬بیش ترین فشار را تحمل نمی کند؟ مگر یک مادر قبل از به دنیا آوردن فرزند بیش ترین سختی را پشت سر نمی گذارد؟

یکی از سنگ های بزرگی که سدراه درکنکور می باشد٬سنگ بی صبری ونومیدی است .بعد از مدت ها درس خواندن وقتی درچند قدمی موفقیت قرارداریم ٬نومیدی به وجودمان چنگ می زندوما برای این نومیدی دلایلی داریم.«نرسیدم»٬«گیج شدم» ٬«فراموش کردم»٬«برنامه ها قاطی شدند»٬«نمی توانم ٬«...»این همه به خاطر آن است که از سرشت زندگی وطبیعت غافلیم.

اگر به ندای طبیعت گوش بسپاریم ٬به ما می گوید:سرشت زندگی این است که درراه هر هدفی گام برداریم ٬درست قبل از به آغوش کشیدن شاهدموفقیت٬همه چیز تیره وتار به نظر می رسدشاید نومیدی ما به دلیل سرشت زندگی است .

شاید وقتی احساس نومیدی می کنیم فقط به دلیل آن است که در نزدیکی هدف قرار گرفته ایم٬شایدباید به خود بگوئیم :«انگار هیچ چیزدرست پیش نمی رودواین می تواند بدین معنی باشدکه بعد از تلاش های بسیار بالاخره من٬به یک قدمی هدف رسیده ام»شاید اگر دراین لحظات مونس وهمدمی جز سنگ صبورمان نجوییم ونگذاریم آتش بی صبری ٬برزندگیمان چیره شود٬چیزی تا موفقیت باقی نمانده است.

به قول حافظ:

این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت

اجر صبری است که در کلبه ی احزان کردم

[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

به نظر شما شانس برای موفقیت در کنکور چقدر تاثیر دارد

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
به قلم خانم دکتر یاسمن فرزان از وبلاگ"مینجق" وباکسب اجازه ازمحضر ایشان .

مهر از نیمه گذشت- قسمت دوم

در نوشته ی قبلی ام چند نکته ی درسی گفتم که به درد دانشجوهای لیسانس و تا حدی هم دانشجوهای فوق لیسانس می خورد. در این نوشته مطالب دیگری خواهم نوشت که هرچند درسی نیست اما آگاهی از آنها مانع از این می شود که دانشجو در چنبره ی حاشیه های آزار دهنده در محیط دانشگاهی گرفتارشود و وقت و انرژی او به هدر رود.

۱) همان طوری که بارها گفته ام اگر در محیط کلاسی قرار گرفتید که همکلاسی ها اهل درس خواندن نیستند شما همرنگ جماعت نشوید. شما سعی کنید جدی درس بخوانید یکی دو نفر هم پیدا می شوند که بخواهند شما را همراهی کنند. بعدش یواش یواش درس خواندن در کلاس شما "مد" می شود!

این کار را بکنید اما با ظرافت. طوری که الکی برای خودتان دشمن نتراشید. توجه کنید که شما مبصر کلاس نیستید. دانشجو هم به اقتضای سن و جوش و غرور جوانی به راحتی نمی پذیرد یک نفر (آن هم همسن و سالش) بیاید و برایش نقش مبصر را بازی کند.

ببینید! اگر دیدید همکلاسی ها دارند وقت تلف می کنند نروید مستقیم بگویید چه قدر وقت تلف می کنید. اگر این کار را بکنید با شما دشمن می شوند. اما اکثر دانشجو ها اگر ببینند وقتی آنها دارند وقت تلف می کنند شما آرام و سر به زیر دارید درس می خوانید نسبت به شما احساس احترام می کنند و تشویق می شوند که خودشان هم همین کار را بکنند.. عرض کردم "اکثر دانشجو ها" نه همه ی آنها. برخی هم این وسط توزرد هستند که کرم می ریزنند. سعی کنید با کرمکی ها درگیر نشوید. از آنها فاصله بگیرید.

در جمع های دانشجویی در مورد جنس مخالف زیاد صحبت می کنند. از حد که این صحبت بگذرد به شدت وقت-هدر-کن می شود. من از جمع پسرها خبر ندارم. اما در جمع دخترها اگر دختری بیاید و به این صحبت ها مستقیم اعتراض کند به بقیه ی دخترها شدید بر می خورد. به این معنا می گیرند که آن شخص متانت و نجابت آنها را زیر سئوال برده. بعدش خیلی شدید واکنش نشان می دهند. بیخودی برای خودتان دشمن نتراشید! اگر می خواهید بحث را عوض کنید با گفتن جملات و عبارات مرسومی نظیر "آهان! که این طور!" یا "آهان! از اون لحاظ" و یک خنده ی مختصر سررشته ی بحث را در دست بگیرید و زود بحث جدی درسی یا.... را پیش بکشید. این طوری به کسی بر نمی خورد و بحث هم عوض می شود. اگر هم نمی خواهید بحث را عوض کنید راهتان را بکشید و بروید و کاری به صحبت هایشان نداشته باشید.

۲) اگر از شهرستان به تهران آمده باشید ممکن است برخی از رفتارها گفتارها و چراغ سبز های اساتید به نظرتان خیلی لیبرال باشد. خیلی گول این چراغ سبز ها را نخورید! در شهرستان احتمال این که یک بزرگ تر برخی روابط یا گفتارها را که از نظر عرف جامعه لیبرالی به نظر رسد تایید کند خیلی کمتر از تهران است. اما در شهرستان اگر به خاطر این جور مسایل برای دانشجو مشکلی پیش آید احتمال این که همان استاد محافظه کار پشت دانشجو بایستد و نگذارد ضربه بخورد بیشتر است. در تهران یک سری اساتید به دانشجو چراغ سبز نشان می دهند (یا حتی تشویق می کنند) که رفتاری غیر محافظه کارانه داشته باشد. اما وقتی برای آن دانشجو مشکلی پیش آمد همان استاد که تریپ لیبرالی می زد از محافظه کار ترین ها هم سخت گیر تر می شود. می زند زیر همه ی ادعاهایش. دانشجو را به راحتی قربانی می کند که خودش را حفظ کند. در بین هم نسلی های من خیلی ها از این جهت تا درجه ی شکستن ضربه خوردند.

۳) توصیه نمی کنم در فعالیت های دانشجویی فوق برنامه خیلی فعال باشید. معمولا از توی این برنامه ها مشکلاتی پیش می آید که دانشجو را له می کند. به جای آن توصیه می کنم یک کار مفید درآمد زا خارج از دانشگاه پیدا کنید. این طوری با دنیای واقعی آشنا می شوید. اگر هم مشکلی پیش بیاید درس و مشق تان قربانی نمی شود. یک پولی هم ته جیبتان می ماند. چند نفر آشنا هم پیدا می کنید که پس فردا برایتان شغل مناسب بیابند. البته کار باید به گونه ای باشد که به درس و مشقتان ضربه نزند. به یاد داشته باشید کار اصلی دانشجو درس خواندن است.

۴) خوبه که تفریحات شما ومعاشرت های شما خارج و دور از دانشگاه باشد تا اگر مشکلی پیش آمد گریبانگیر درس و مشق تان نشود.

۵) ترم اول دانشگاه خیلی خیلی زود است که "بگذاریم احساس هوایی بخورد." هوا خوری احساس بماند برای ترم های بعد که یک مقدار شناخت و تجربه ی شما بالاتر رفته است. در جمع های دخترانه ی دانشگاهی در آن روزهای اول دانشگاه که کلاس ها جدی نیستند همکلاسی ها همدیگر را دوره می کنند و به قول خارجی ها matchmaking

می کنند. از دم هم بی تجربه اند و معمولا در این زمینه خیلی ناشیانه عمل می کنند. اشتباهاتی می کنند که به همدیگر بسیار ضربه می زنند. ببینید! دخترهای جوان بسیاری که به مرحله ی افسردگی شدید دچار شده اند با من درد دل کرده اند. مشکل عمده ی آنها از همین بساط matchmakingهای اوایل ترم اول شروع شده. جوی به وجود آورده اند که چشم و گوش بسته افتاده به دام یک احساس غریب که آن را عشق می پنداشته اما بعدا فهمیده آن احساس عشق نبوده! حتی هوس هم نبوده. یک شیطنت و کنجکاوی دخترانه ی ساده بوده که به بهای سنگینی تمام شده. به خاطر آن توهین شنیده. شخصیتش خرد شده. بعد هم افسرده شده و روحیه اش خراب شده. افت تحصیلی در پی آن آمده و به نوبه ی خودش روحیه را خراب کرده. یک سیکل بسته ی مخرب! جالب آن که دخترهایی زیاد قربانی می شوند که خود را در زمینه ی جنس مخالف خیلی "با تجربه " و "آدم شناس" می دانند. برادر و چند تا دوستش را دیده اند و خیال می کنند جنس مذکر را خیلی خوب می شناسند. بعد که وارد دانشگاه می شوند و پسری را می بینند که شبیه آنها نیست خیال می کنند خیلی موجود افسانه ای و بی همتایی را یافته اند. کنجکاوی در مورد این موجود افسانه ای بی همتا به بهای سنگینی برایشان تمام می شود. من نمی گویم "کنجکاوی موقوف"! اگر هم بگویم کسی گوش نخواهد داد. اما می گویم عجله نکنید! به خاطر حرف های دوستانتان جو گیر نشوید. یواش یواش سر فرصت بقیه را خواهید شناخت و کنجکاوی تان هم ارضا می شود. مواظب باشید برای این کنجکاوی بهای سنگینی نپردازید.

ببینید! بدانید که اولویت شما به عنوان دانشجو درس و مشق تان است. اگر رابطه ای باعث می شود به درس و مشق تان آسیب برسد آن رابطه رابطه ی مفیدی نیست و بهتر است قطع و یا کنترل شود. یاد بگیرید روابط را کنترل کنید. کار سختی است. خود من هم هنوز درست یاد نگرفته ام. باید تمرین کنم. شما چون جوان ترید از من زودتر یاد خواهید گرفت.

ببینید! پدر و مادر شما با هزار امید و آرزو شما را به دانشگاه فرستاده اند. نگذارید یکی بیاید و روحیه ی شما را خراب کند. اگر رابطه با کسی به نشاط روحیه ی شما ضربه می زند آرام آرام رابطه ی خود را با او محدود تر کنید و فاصله از او را در حدی نگاه دارید که روحیه ی شما آسیب نبیند.

این را به دختر خانم ها می گویم. اگر با پسری آشنا شدید و آن پسر برای شما محدودیت هایی بیشتراز محدودیت های خانواده و جامعه ی ایران تحمیل کرد زودتر عذرش را بخواهید برود پی کارش. حالا که هیچ نقشی در زندگی شما ندارد این محدودیت ها را به شما تحمیل کند فردا که همسرتان شود بنا به قانون مدنی این مملکت می تواند روزگارتان را سیاه کند. اگر محدودیت های تحمیلی اش برایتان (علاوه بر محدودیت ها ی دانشگاه جامعه ی ایرانی و خانواده ) ازار دهنده دارد می شود و هنوز در قطع رابطه با او شک دارید زودتر به مشاور دانشگاه مراجعه کنید. هر چه زودتر اقدام کنید همان قدر کمتر ضربه می بینید.

۶) اگر استادی به شما لطف خیلی خاص-ورای سایر همکلاسی ها - کرد بدانید کاسه ای زیر نیمکاسه است. در بهترین شرایط این استاد آدم ناپخته ای است که نمی داند این کارش چه قدر سایر دانشجوها را علیه شما تحریک می کند و چه قدر می تواند به شما ضربه زند. یک جورهایی مودبانه و با سیاست لطف هایش را پس بزنید. مطمئن باشید اگر این کار را نکنید صدها برابر آن لطف ضربه خواهید دید.

۷) اساتید دانشگاه با همدیگر کشاکش قدرت دارند. یک عده شان از دانشجو به عنوان سرباز پیاده ی صفحه ی شطرنج در کشاکش های قدرت استفاده می کنند. یک مشت شعار دانشجو-پسند هم بلغور می کنند تا دانشجو ها را علیه رقیب تهییج کنند. (نظیر "مبارزه با دیکتاتوری" یا....) مطمئن باشید آن اساتید که این چیزها را جلوی دانشجو ها بلغور می کنند تا آنها را بیاندازند به جان همکارانشان نوک سوزنی به حرف هایشان اعتقاد ندارند. به تجربه دریافته اند دانشجوها با این شعارها به هیجان می آیند. مواظب باشید به دام آنها نیافتید. از دور نظاره کنید و فکرتان پیش درس و مشق خودتان باشد.

۸) باز هم به دختر خانم ها: اگر دور از خانواده هستید و مردی همسن پدرتان زیاد دور و بر شما بپلکد و مرتب شما را "دخترم" بخواند خیلی زود نرم نشوید. ممکن است از این قصه ها برایتان ببافد: "من همیشه آرزو داشتم دختری مثل تو داشته باشم." یا " یک دختر دارم شبیه تو اما رفته خارج و من از فراغش در فغانم." شما هم که دلتان برای بابای خودتان به شدت تنگ شده ممکن است بیایید و دربست به او اعتماد کنید با این تصور که مردی است جا افتاده و سرد و گرم چشیده و آردهایش را بیخته و الک هایش را آویخته و امکان ندارد به من ضربه ای بزند. این طرز فکر می تواند به شما ضربه بزند. به یاد داشته باشید که سعدی می فرماید: "جهان دیده بسیار گوید دروغ!"

ببینید! اگر آن مرد جوان بود و شما می خواستید دکش کنید یک اخم می کردید به غرورش بر می خورد و می ذاشت می رفت. همه ی جامعه هم کمک تان می کرد که از شرش خلاص شوید. اما اگر روی این پیرمرد باز بشود نمی توانید به این راحتی ها جمع و جورش کنید. به خصوص که جامعه هم باور نمی کند که او مزاحم هست. جامعه همواره حق را به پیرمرد می دهند به خصوص اگر موقعیت اجتماعی اقتصادی بالایی داشته باشد. توصیه می کنم از همان اول رفتاری با پیرمرد جماعت نکنید که رویش باز شود و بعد نتوانید جمعش کنید. این پیرمردها بعد از ازدواج شما هم ممکن است دست از مزاحمت بر ندارند. برخی از آنها عامل جدایی و طلاق زوج های خوشبخت می شوند. ماشاالله! اعتماد به نفسی در این زمینه ها دارند که نگو!

۹) در دانشگاه ها طومار و..... زیاد می چرخانند. در امضا کردن آنها جو گیر نشوید. خوب فکرهایتان را بکنید ببینید واقعا با بند بند طومار موافقید یا نه. این طوری نیستید که وقتی امضا کردید به راحتی بتوانید بزنید زیرش! خیلی هایشان می تواند مدرک بشود علیه شما. اصلا نمی ارزد به خاطر جو گیر شدن یا از روی تعارف و رودربایستی با کسی که دارد امضا جمع می کند طوماری امضا کنید. خوب حواستان را جمع کنید. ببینید آیا مفاد آن ان قدر درست و متین هست که ارزش آن را داشته باشد که فردا روزی به خاطر امضای آن هزینه ای بپردازید.


[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
به قلم خانم دکتر یاسمن فرزان از وبلاگ "مینجق" باکسب اجازه ازمحضر ایشان

مهر از نیمه گذشت. فکر می کنم دیگه کلاس های دانشگاه ها جدی شده اند و کلاس های حل تمرین و.... هم دایر. چند هفته ی اول که دانشجو از محیط کوچک مدرسه وارد محیط بزرگ دانشگاه می شه یک مقدار بهت زده می شه. من که این جوری شدم. یک جوری واهمه برم داشت. خوشبختانه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد (شاید بشناسید: خانم دکتر شاکری ) یک مقدار دلداری ام داد و حرف های امیدبخش زد تا دلم قرص و محکم شد. بعضی ها خوب بلد هستند چه طوری اضطراب دیگران را تسکین دهند. من خوش شانس بودم که خدا ایشان را در آن موقع سر راه من قرارداد.

الغرض! الان چند هفته از آغاز سال تحصیلی گذشته و فکر می کنم آن هیجانات فرو کش کرده. با محیط جدید هم نسبتا آشنا شده اید. الان دیگه وقتشه که جدی تصمیم بگیرید درس بخوانید. اگر الان شروع نکنید چند مدت بعد خیلی شرایط برایتان سخت می شه و پشیمان می شوید که چرا زوذتر تصمیم به جدی درس خواندن نگرفتید. همین الان که اوایل سال تحصیلی جدید هست شرایط را آماده کنید که درس خواندن دغدغه ی اصلی تان به عنوان دانشجو باشه.

چند توصیه که شاید به دردتان بخوره:

۱) با استاد ها زیاد کل کل نکنید. اگر استادی احیانا خوب تدریس نمی کنه به رویش نیاورید. در دانشگاه های خوب ایران معمولا در این موارد استاد حل تمرین هست که جبران بکنه. در دانشگاه های درجه یک ایران خیلی به ندرت پیش می آید که هم استاد اصلی و هم استاد حل تمرین از پس تدریس دروس لیسانس بر نیایند. به علاوه این روزها درس های آنلاین و... هست که اگر کلاس های استاد را نپسندید می توانید از آنها استفاده کنید. به علاوه خیلی درس ها تکرار می شوند. واقعا توصیه می کنم از کل کل کردن با استاد هایی که توانایی تدریس ندارند بپرهیزید. دست آخر از آنها در جهت تدریس بخاری بلند نخواهد شد. اگر کل کل کنید با شما ضد می افتند و به شما ضربه می زنند.

۲) در فهمیدن دروس جدی باشید اما وسواسی عمل نکنید. اگر نکته ای را نفهمیدید فوری نتیجه نگیرید که تمام شد و شما هرگز نخواهید توانست آن را بفهمید. ببینید! این مفاهیم در طول قرون و اعصار توسط دانشمندان درجه یک دنیا ابداع یا کشف شده اند (نمی خواهم وارد بحث فلسفی بشوم که مفاهیم فیزیک و دیگر علوم ابداع می شوند یا کشف. بحثم سر نکته ی دیگری است.) انتظار بیجایی است که گمان کنید در یک زمان کوتاه می توانید همه ی این مفاهیم را هضم و جذب کنید. اگر نکته ای را نفهمیدید در پس ذهنتان یادداشت کنید. خیلی از مطالب در طول دوره ی لیسانس به تدریج جا خواهند افتاد.

۳) معنای درس خواندن این نیست که خودکارها و ماژیک های رنگی به دست بگیرید و کتاب ها را خط خطی کنید. هر مطلبی را که می خوانید باید در آن تعمق کنید. ببینید رابطه ی آن مطالب قبلی که خوانده بودید چیست. با این مطلب جدید که آموختید به چه سئوالات جدیدی می توانید پاسخ دهید.

۴) در کنار خواندن کتب درسی خوب است که تاریخ تکوین این تئوری ها را هم مطالعه کنید. نه برای آن که با یک سری اسم شخص و تاریخ آشنا شوید. بلکه به این علت که بدانید علت معرفی مفاهیم گوناگون چه بود. توصیف کشف ها و.. را که می خوانید سعی کنید در قالب فرمالیزم ریاضی که آموختید بیان کنید. این طوری مطلب برایتان جا می افتد.

۵) حل تمرین ها را جدی بگیرید.

۶) اگر دانشجوی ریاضی یا فیزیک یا مهندسی هستید ممکن است که این سئوال برایتان پیش آید که "این مطالب که می خوانم به چه درد زندگی ام خواهد خورد." من در طول تحصیلم (قبل از دکتری) هیچ وقت این سئوال برایم پیش نیامده بود. اما می دیدم برای دوستانم (دخترها) که از خانواده هایی بودند که در آنها خانم ها ی نسل های قبل تر دانشگاه نرفته بودند این سئوال زیاد پیش می آمد. این دخترخانم ها می دیدند که هیچ کدام از خانم های دور وبر شان این دروس را نگذرانده اند اما زندگی شان هم می چرخد. به علاوه در خیلی موارد مادر یا خاله و عمه و مادربزرگ و.... هم می پرسیدند که "به چه دردت خواهد خورد." خلاصه دلسرد شدند. چند سال بعد اما همه شان فهمیدند که قرار بود آن مطالب درسی به چه دردشان بخورد! خلاصه از سهل انگاری در مورد دروس پشیمان شدند.

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

" من همیشه آدم های تنبل را برای انجام کارهای سخت انتخاب می کنم. چون می دانم آن ها راحت ترین راه حل را برای انجام اش٬ پیداخوهند کرد!! "

"بیل گیتس"

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
گاهي آدم دلش مي‌گيرد و به خودش كه مي‌آيد مي‌بيند همين طور نشسته و زل زده به جايي و نمي‌داند با اين اضطرابي كه به جانش چنگ مي‌زند، چه كار كند؟
گاهي اوقات آدم دلش مي‌گيرد نه اين كه اتفاقي افتاده باشد و كسي چيزي گفته باشد، نه. همين طور بي‌دليل دل آدم مي‌گيرد و ديگر هيچ چيز نمي‌تواند به راحتي آدم را از اين احساس دلتنگي خلاص كند.

اين جور وقت‌ها ديگر موسيقي و شعر هم به كار نمي‌آيد و آدم هر كاري مي‌كند نمي‌تواند غير از نشستن يك گوشه يا دراز به دراز افتادن يك جايي و همين طور خيره شدن به قسمتي از سقف يا ديوار روبه‌رو كار ديگري انجام دهد.

نمي‌دانم شما اين حس را تجربه كرده‌ايد يا نه؟ همين طور دراز به دراز گوشه اتاق افتاده باشي و مثلا به تلويزيون يا كتابي كه دستت گرفته‌اي خيره هم باشي، طوري كه اگر كسي تورا از دور ببيند فكر مي‌كند، در تلويزيون با كتابي كه دست گرفته‌اي طوري غرق شده‌اي كه حالا حالا‌ها خيال بيرون آمدن نداري، اما خودت بهتر از هركس ديگر مي‌داني كه اين كتاب را بدون دليل دستت گرفته‌اي و يا بدون دليل به تلويزيون خيره شده‌اي و اصلا نه چيزي را مي‌بيني و نه چيزي را مي‌شنوي.

اين لحظات گاهي ريتم شان ٬كند است و گاهي ريتم شان ٬ تند.

اما آن قدر كه خودشان مهم هستند٬ گاهي ريتم شان مهم نيست.

مهم اين است كه جايي را گير آورده باشي و دلت هم گرفته باشد و اضطراب هم در جانت ريشه دوانده باشد؛ آن وقت هيچ چيز حريف آنها نيست جز تخيل.

در اين گونه مواقع براي فرار از دست اين حس كه سرتا پاي آدم را مي‌گيرد، فقط و فقط بايد به تخيل پناه برد و در ذهن خودت خيلي چيزها را ساخت.

مثلا يك خانه يا يك ماشين آخرين مدل، پول زياد ٬نفر اول تا دهم کنکور سراسری و بعد تا دلت بخواهد وقت آزاد. از اينجا به بعد را بايد براي وقت‌هاي آزاد برنامه‌ريزي كرد.

البته اين تخيل مي‌تواند اصلا به اين سمت و سو‌ها نرود. مثلا يك هو برايت يك استاديوم بسازد و بعد تا به خودت بيايي مي‌بيني رونالدو، كريستيانو رونالدو يك پاس گل براي تو فرستاده و مجبوري كه آن را گل كني و تركيدن جمعيت را از زور خوشحالي تماشا كني.

بعد توي خيابان كه راه مي‌افتي همه دور و برت را مي‌گيرند و مدام از تو مي‌خواهند كه يك تكه كاغذ يا لباس يا گوشه عكست را برايشان امضاء كني.ویا با آنان مصاحبه کنی .

همين صداي امضا كردن‌ها در عالم تخيل است كه يك هو تو را مي‌كشاند مي‌برد روبه‌روي خبرنگاران در يك جلسه مطبوعاتي، اما اين بار ديگر قضيه كاملا فرق مي‌كند، تو ديگر يك فوتباليست نيستي، يك بازيگري كه جايزه اسكار برده‌اي و در هيات رابرت دنيرو به پرسش‌هاي چرندي گوش مي‌دهي كه ارزش فكر كردن ندارند.

دنيا همين طوري پيش مي‌رود اگر كسي با آدم كاري نداشته باشد و بگذارد يك دل سير براي خودش رويا ببافد، اما نمي‌شود كه....

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

نظر به اينكه ماه مبارك رمضان در سال 1394 ، از اواخر خردادماه 1394 آغاز مي‌شود، لذا براساس برنامه زماني پيش‌بيني شده:

1- آزمون سراسري سال 1394 در صبح و بعدازظهر روزهاي پنج شنبه 21، جمعه 22 و صبح شنبه 23 خردادماه 1394 در حوزه‌هاي امتحاني مربوط برگزار خواهد شد.
2- بمنظور فراهم آوردن تسهيلات لازم، ثبت‌نام از داوطلبان آزمون سراسري سال 94، از روز يكشنبه 19/11/1393 از طريق شبكه اينترنتي اين سازمان آغاز و در روز سه‌شنبه 28/11/1393 پايان مي‌پذيرد.
ضمناً به اطلاع مي‌رساند كه براساس مصوبه سومين جلسه شوراي سنجش و پذيرش دانشجو مورخ 23/7/1393، كليه ديپلمه‌هاي نظام جديد آموزش متوسطه رشته‌هاي رياضي فيزيك، علوم تجربي، علوم انساني و علوم و معارف اسلامي كه ديپلم نظام جديد خود را طي سالهاي 1384 لغايت 1393 اخذ نموده‌اند و امتحانات سال سوم دبيرستان آنان بصورت نهايي و سراسري برگزار شده است، مشمول سوابق تحصيلي بوده و سوابق تحصيلي آنان حداكثر به ميزان 25 درصد و با تأثير قطعي در گزينش نهايي آزمون سراسري سال 1394 اعمال خواهد شد
روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور
[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

1.نظر به اینکه برخی از رشته های این مرحله در واحدها و مراکز بین المللی ارائه شده است داوطلبان در هنگام انتخاب این رشته /محل ها دقت نمایند زیرا در صورت پذیرش در آن ها، مجوز انتقال، میهمانی و جابجایی تحت هیچ شرایطی به آن ها داده نخواهد شد.

2.اوطلبان جهت انتخاب رشته/محل لازم است کارت اعتباری انتخاب رشته را به صورت الکترونیکی از طریق همین سامانه خریداری نمایند.

3.داوطلبان لازم است جهت ورود به سیستم انتخاب رشته اطلاعات کارت اعتباری، شناسه انتخاب رشته (که تحت عنوان کد دسترسی جهت انتخاب رشته در ذیل کارنامه صادره از سوی سازمان سنجش آموزش کشور درج گردیده است) را در محل مربوطه وارد نمایند.

4.برای هر داوطلب امکان انتخاب حداکثر 20 رشته/محل وجود دارد و داوطلبان لازم است رشته و محلهای انتخابی خود را به ترتیب اولویت درج نمایند.

5.گزینش علمی داوطلبان در انتخابهای 20 گانه صرفاً براساس نمره کل داوطلب در زیرگروه متناسب با رشته های انتخابی بوده و درج یک رشته/محل در اولویت اول مزیت رقابتی را برای داوطلب ایجاد نخواهد کرد.

6.پذیرش دانشجو در رشته پزشکی -دکتری عمومی واحد زاهدان تنها از بین داوطلبان بومی استان های سیستان و بلوچستان،هرمزگان و خراسان جنوبی خواهد بود.

جدول زمانی: مهلت انتخاب رشته تا پایان روز چهارشنبه مورخ 30 مهرماه خواهد بود.

توجه: داوطلبان گرامی، جهت انتخاب رشته تکمیل ظرفیت، می بایست با مراجعه به سیستم فروش اینترنتی کارت اعتباری ثبت نام، کارت اعتباری 230,000 ریالی را تهیه نموده و سپس جهت انتخاب رشته اقدام نمایید.

لینک فرم انتخاب رشته(کلیک کنید)

[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
می گفت:  " رتبم درکنکور سراسری امسال اونقدر زیاد بود سیم کارت ایرانسل گوشیمو باهاش شارژکردم" !!
[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

می‌بینی معاون مدرسه آمده جلوی در اتاق دبیران و می‌شنوی که «کلاس‌ها حاضره»، کافی است پله‌های یک طبقه یا دو طبقه را طی کنی تا برِسی به کلاس. در را که باز می‌کنی ٢ یا چند نفر بگویند «برپا»، تو هم بگویی«خواهش می‌کنم بفرمایید» و مواظب باشی که با بلند نشدن بعضی یا حرف زدن شان با هم و اکثراً در همهمه‌ای و خنده‌ای بی‌موقع، به هم نریزی و با‌‌ همان وقار اولیه به چشم‌هایشان که دو دو می‌زند نگاه کنی و برَوی به استقبال انتظارشان، با طرح لبخندی از روی مهربانی و با دقت جاهای خالی را که هرکدام جای شاگردی است و هندسه‌ای از احساسی و تعلقی، جست‌وجو کنی. حالا سعی می‌کنی در کلاس باشی نه محبوس چهاردیواری گچی و مرده اتاقی و در کنار اجسامی ساکن. از لای نیمکت‌ها رد می‌شوی تا حضورت را در طول‌ و عرض میدان فعالیتت تثبیت کنی. هریک از آنها در دالانی ناشناخته فقط سرک می‌کشند و یک مرتبه متوجه می‌شوی که روبه‌روی توده‌هایی از اشکال و احجام ایستاده‌ای و غم دنیا در دلت سنگینی می‌کند.وبه اینده ی آن ها خواهیداندیشید.....

[ شنبه نوزدهم مهر 1393 ] [ ] [ سیدیان ]

حالیا؛ نوبهار معرفت است.پس در آن کوش که خوشدل باشی. اسباب خوشدلی ات هم ،غنیمت دانستن فرصت و بهره کافی بردن از آن است.یادت باشد این صدای زنگ مدرسه تنها یک بار در سال شنیده می شود ؛ به گونه ای که گویی محشر بر پاشده باشد. رستاخیز رستن از بند نادانی و ناتوانی. زمان به زنجیرکشیدن غول جهل. فصل هم صحبتی و با هم خندیدن های بسیار. همراه شدن برای برطرف ساختن یک درد مشترک.یک دل شدن برای ساختن فردایی روشن تر.

اول مهر راحت می شود دنیا را تازه دید و تازه کرد .خاطره اول مهر را با خودت نگه دار.به مدرسه که می روی فقط یک قلم و دفتر ساده در کیفت با خود نمی بری.تو همه ی دنیا را درکیف خودت حمل می کنی. فراموش نکن که تو در همین چند روز دانش آموزی سرزنده و با حرارت هستی.اما پس فردا آدم بزرگی می شوی که هیچ رابطه ای با کودکی و کوچکی اش ندارد. دیگر دنیا برایت کهنه می شود. زندگی ات گرد وغبار زمان می گیرد.بعد فکر می کنی که تازگی و زیبایی و لذت را تنها در پول و ماشین و مقام می توان به دست آورد.

[ دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
 از همه ی دانشجویان  عزیزی که امسال یا سنوات گذشته در آزمون سراسر ی  پذیرفته شده اند وتجارب مفیدی در زمینه ی راهیابی به دانشگاه  دارند درخواست می کنیم تجربیات خودر را بادانش  آموزانی که قصد شرکت در کنکور 94 را دارند به اشتراک بگذارند ....

موضوعات :معرفی منابع مطالعه -روش مطالعه -روش برنامه ریزی -ساعات مطالعه و......

[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ ] [ سیدیان ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

قطره،اولين تجربه ي درياست !
روياي سبز درانديشه ي روياهاي دست يافتني دانش آموزان ودانشجويان عزيز است وبدون هيچ گونه جهت گيري و وابستگي به جريان خاصي ،عموماًمطالب وموضوعات مربوط به مدرسه ودانشگاه را مورد بررسي قرار مي دهد.مكاني براي تبادل تجربه درزمينه هاي آموزشي و اجتماعي است تاشايد سهمي درموفقيت جوانان اين مرزوبوم ايفاكند.رویای سبز اشاره ایست به موفقیت های علمی دانش آموزان و دانشجویان عزیز.
آغاز فعالیت این وب نوشت به 16 آذر 1386 برمی گردد بخش عمده ای از اطلاعات و آرشیو وبلاگ در آذر 89 به دلیل یک سری اختلالات فنی حذف شد .امیدواریم این فضای مجازی منجر به ایجاد یک پل ارتباطی میان مدرسه ودانشگاه شود
با ارادت :سيديان -کارشناس ارشد فیزیک اتمی ومولکولی ومدرس فیزیک
امکانات وب





Powered by WebGozar

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ